تبليغاتX
سخن مشترک

سخن مشترک

تا حق خود نگیریم - از پا نمینشینیم

با استعفاء فرشيدي چه تغيير حاصل شد ؟

 

ما معلمان بارها خواهان استيضاح اين وزير نالايق شديم واز مجلس خواستيم كه در بررسي استيضاح وزير آموزش و پرورش, هرگونه ملاحظه‌‏كاري را كنار بگذارند و از حقوق فرهنگيان كه از سوي مديريت ناكارآمد آموزش و پرورش ناديده گرفته شده,دفاع كنند.

ولي بايد به جد گفت كه  حذف برخي موارد از استيضاح وزير آموزش و پرورش جاي تامل بسيار دارد .

 

استيضاح عملي نشد

 

بعدازظهر روز 23 اسفند 86 در حالي كه ده‌ها معلم در خيابان‌ها بازداشت شده بودند،  در برابر ده‌ها خبرنگار فرشيدي  خبر دستگيري معلمان را تكذيب كرد. در شرايطي كه اكثر معلمان و همه فعالا‌ن صنفي و بسياري از نمايندگان خواستار استيضاح و بركناري او بودند بار ديگر در ارديبهشت 86 رئيس‌جمهور به ساختمان مجلس رفت و از عملكرد وزير خود دفاع كردرئيس‌جمهور در معرفي فرشيدي گفت: من حداقل 15نفر را براي تصدي اين مسووليت مورد بررسي قرار داده‌ام. فرشيدي عمر و زندگي خود را در اين وزارتخانه سپري كرده است و يك عنصر فرهنگي است.

سوال اين جاست كسي كه اين چنين مورد احترام و اعتمادشخص رئيس جمهور بود چرا درشش ماه پيش از آن حمايت شدومجلس به استيضاح آن راي نداد ؟ولي به يكباره  بعد از شش ما ه استعفايش با اين سرعت پذيرفته ميشود

 

ما از ديد و نگاههاي مختلف اين موضوع را بررسي كرديم

۱.تفسير از  استعفاي فرشيدي به نقل از شيرزاد عبدالهي 

از آنجايي که شخص معرفي شده به جاي آقاي فرشيدي آقاي علي احمدي رئيس دانشگاه پيام نور هست. درزمان رياست آقاي احمدي دانشگاه مذکوراز توسعه کمي زيادي برخوردارشده است بطوري که درهرشهر ورستايي اين دانشگاه شعبه اي داير کرده است .اين توسعه کمي دانشگاه را با کمبودامکانات وفضاي آموزشي مواجه کرده است . اين دانشگاه براي توسعه کمي خود ( که دررقابت با دانشگاه آزاد وبرآورد ه کردن خواسته هاي رئيس جمهور براي مقابله با اين دانشگاه  هست ) نياز به استفاده  از فضاهاي آموزشي اين وزرات خانه دارد ، لذا اين احتمال وجودداردکه اين  تغييروتحول دروزارت آموزش وپرورش درجهت تحقق اين هدف  صورت گرفته هست . اين نکته اولين تفسيري بود که درذهنم شکل گرفت وبلافاصله دبيرستانها ومراکز آموزشي درذهنم تداعي شد که مرکز آموزشي پيام نور درساعات تعطيلي خودشده اندواين همان سياستي هست که دانشگاه آزاد دراوايل تاسيس اش از آن استفاده کرد .

 

۲.  تفسير ديگر را يكي از نمايندگان مجلس از اين موضوع داشته .ما توجه شما را به نكاتي  كه يكي از نمايندگان در ارتباط با اين استعفا بيان كرده مبذول ميداريم

 

اين عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس اضافه کرد: «فرهنگيان مشکل دارند. اين مطالبات بخشي مربوط به معلمان حق‌التدريسي بوده است و بخشي شرکتي و بخشي هم مطالبات معوق مانده از فعاليت‌هاي دوره انتخابات. اينها هنوز پرداخت نشده و اين فشارها هم درباره وزير در کار بوده است. آقاي فرشيدي چندين بار وعده داد که اين مطالبات پرداخت مي‌شود و به دو ماه و سه ماه آينده موکول کرد متاسفانه محقق نشد و از اين جهت در برابر فرهنگيان بدقول شد.»

 

اين نماينده اصولگراي مجلس هفتم در پايان در خصوص اينکه آيا کنار رفتن وزير آموزش و پرورش استعفا بوده است يا برکناري اظهار داشت:«اگر حتي رييس جمهوري براي حفظ حرمت افراد به آنها گفته باشد که "من نمي‌توانم ديگر با شما کار کنم چرا که انتظارات مرا برآورده نکرديد و بهتر است استعفا دهيد" هم به نظر من از لحاظ مديريتي کار بدي نيست. هرچند من نمي‌توانم قاطعانه بگويم که اين اتفاق افتاده است.»

 

۳. و اما بشنويد از يكي ازهمكاران وب لاگ نويس

 چندروز پيش بود که نمايندگان بعضي ازکانونهاي صنفي با نمايندگان گروه اقليت اصلاح طلب مجلس کنوني ديداروگفتگوداشتند که درآن ازمشکلات معلمان و آنچه برآنهارفته بود ومسائل آموزشي سخن بين طرفين رفته بود .اين ديدار احتمالا براي حاميان دولت مي تواند گران از کار درآيد .زيرا کانونهاي صنفي معلمان درجريان اعتراضات سال گذشته خود قدرت نفوذ خودرادربين معلمان را به رخ احزاب سياسي جامعه کشيد.اين قدرت نفوذ مي تواند براي احزاب سياسي مهم تلقي شود چرا که جمعيت ميليوني معلمان مي تواندسهم بزرگي درانتخابات آينده مجلس داشته باشد.احتمالاحاميان دولت وشخص رئيس جمهوربراي اينکه بتواننداين قدرت رابه سمت خود جذب کنندسعي دربدست آوردن دل معلمان ونمايندگان آنها دارند .لذا با تعويض وزير سعي در انداختن تمام مشکلات ومسائل بوجو دآمده دردوران وزارت آقاي فرشيدي بردوش ايشان داردوخودرا از آن مبرا کند.بنابراين چه چيزي مي تواند از اين بهتر باشد که با يک سنگ دونشان زده شود هم با تعويض وزير سعي مي شود تاباتزريق سياستهاي آرامبخش وموقت قشر عظيم معلمان را همراه خودکندودرانتخابات ازآن بهره برداري شود وهم باآوردن آقاي علي احمدي ، که با ساختارواهداف فعلي دانشگاه پيام نورآشناهست ،  سعي دراستفاده از فضاهاي آموزشي اين وزارت خانه درراستاي جبران کمبود فضاي آموزشي پيام نورکندتا بتواندبه اهداف خوددرارتباط با دانشگاه آزادبرسد.  با اين حال نبايد ازاين نکته غافل بشويم که آقاي فرشيدي  ومعاونانش نتوانستند با جامعه معلمين واصناف آنها تعامل خوبي داشته باشند .آنها فکر مي کردند براي هميشه دراين مسند خواهند ماند وبا عملکرد غلط خود وتحقير جامعه فرهنگي خاطره اي خوبي از خودبرجاي نگذاشتند؛ لذا امروز کسي از رفتن فرشيدي دلگير نيست حتي درطيف کساني که حامي دولت هستند

 

نتيجه گيري از اين بحث:

اما چرا هاي بسياري در مورد عملكرد اين وزير  و جود دارد كه به ترتيب شامل :

 

۱.چرا در دوران وزارت اين وزير سازماندهي لازم در وزارت آموزش و پرورش صورت نگرفت؟چرا بازسازي و نوسازي مدارس واحياي معاونت پرورش و تعليق احكام  قلع و قمع به اجرا در نيامد؟

 

۲.چرا در دوران وزارت فرشيدي  برنامه مدوني براي اداره آموزش و پرورش ارائه نشد  وهمينطورتدوين سند ملي  آموزش و پرورش كه تعيين‌‏كننده جايگاه اين وزارتخانه بود، مسكوت مانده بود  وهمين طور در خصوص صندوق ذخيره فرهنگيان بايد در اين مرحله به جريان گذاشته شود گذاشته نشد؟

 

۳.چرا در اين دوران حداقل 10 ميليارد تومان از پول ذخيره فرهنگيان به جيب واسطه رفته است؟سرمايه چند صد ميلياردي به خاطر بي‌ثباتي در مديريت، مديران غيرمتخصص، فقدان نظارت اعضا و نبود ضوابط و مقررات شفاف براي انجام معاملا‌ت، صندوق ذخيره فرهنگيان را به هدفي آسان براي كار‌چاق‌كن‌ها، دلا‌لا‌ن حرفه‌اي و رانت‌خواران و زمين‌خواران تبديل كرده است در حاليكه فرهنگيان سالها است در انتظار سر پناهي هستندودر حال حاضر  4الي 5 سال است كه حتي يك ريال از محل معوقه ها و يارانه ها ي مسكن دريافت نكرده اند .

 

۴. در اين دوران كسري بودجه از اين وزرات خانه معادل 2هزار و 100 ميليارد تومان كه  بود كه بايد  فرشيدي اين كسري بودجه  را سريعا تامين ميكرد ولي سوال اين جا است كه چرا فرشيدي اين كسر بودجه را  از جيب ضعيف ترين قشر فرهنگيان يعني نيروي حق التدريسي  مي پرداخت  ؟

 

۵. چرا در دوران اين وزير فرهنگيان در پي اعتراضات  صنفي باهرگونه حكم قطعي مانند:(تبعيد،انفصال ازخدمت،كسرحقوق،غيبت،كاهش گروه شغلي،بازنشستگي زودهنگام و.... )روبروشده اند، مگر گناه آنان چه بود ؟

و بسيار سوالات ديگر ...

 

۶. چرا در اين دوران نهادهايي صنفي نظير كانون هاي صنفي معلمان  به رسميت شنا خته نشد و بعد از اعتراضات سال گذاشته اين نهاد در مدارس غير قانوني اعلام شد و به راستي  و چه كساني  تلاش كردندو   مسبب آن بودند  كه اين انسجام و هماهنگي را در ميان فرهنگيان كم رنگتر گردد؟

 

از ابتداي روي كار آمدن فرشيدي بسياري به نا كارآمدي و نا تواني و عدم مديريت او اذعان داشتند و ميدانستند كه برا ي آموزش و پرورش تجربه خوبي نخواهد بود

 

اما سوال اين جا است كه اگر فرشيد ي نمي توانست اين وزاتخانه را اداره كند و كار آمدي مطلوب را نداشت چرا 6 ما ه استيضاح وي مطرح بودو بازهم دولت از او  دفاع كرد تا راي اعتماد بياورد!!!!!! ولي سرانجام كنار رفت

 

اين روز ها  اين احكام ناعادلانه  را براي معلمان همدان صادر كردند يكي از اين معلمان حكم گرفته   آّقاي جليان ميباشد  

او يكي ازمعلمان همداني است,كه در 6آذ ر در مجلس به عنوان نماينده تشكل شركت كرده بود و به نتايج ديدار با نماينده گان هم اميد بسيار داشت ولي كو از حرف تا عمل

 

حال اصلي ترين سوال اين با استفاء فرشيدي چه تغيير حاصل شد ؟

در اين خصوص يعني بحث استعفاي وزير به نالايقي يالايق بودن و كفايت و يا عدم كفايت مطرح نيست , البته كه بايد هركس پاسخ نالايقي هاي خود را به مردم بدهد و جاي هيچ شكي نيست كه فرشيدي هم مستثني نيست ولي موضوع را بايد در جاي ديگر كند وكاو كرد چرا كه سوال اين است با استفاء فرشيدي چه تغييري حاصل شد ؟

 

آيا  احكام ناعادلانه براي  فرهنگيان متوقف شد يا اين كه با شدت بيشتري رو به اقزايش است چرا ؟؟؟ چون فرشيدي يك فرد است هرچند با كارنامه اي سياه مردودي ولي بعد از اين مدت اطمينان  داشت  جابجايي افراد دردي را دوا نميكند  وبايد ديكته كنندگان را دريافت كه ريشه همه اين مشكلات و نا بساماني ها از آن نشات ميگيرد وبس...  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 12:6  توسط معلم  | 

دوشنبه 19 آذر1386

گزارشي از استان همدان

     

در شعبه ي ۱۰۶ دادگستري استان همدان توسط حجه الاسلام قادري نسب براي هركدام از معلمان زير ۹۱روز زنداني صادرشد،اسامي معلماني كه اين حكم عليه آنان صادرشده به اين شرح است:

محمود جليليان،يوسف رفاهيت،يوسف زارعي،علي صادقي ،هادي غلامي،مجيد فروزانفر، نادرقديمي،جلال نادري وعلي نجفي.

ضمنا براي۴ تن ازافراد نامبرده درفوق توسط هيات بدوي آموزش وپرورش اين استان احكامي به شرح زيرصادرشده است،نادر قديمي ۵ سال تبعيد به استان خراسان جنوبي،يوسف زارعي ۳سال تبعيد به استان ايلام ،هادي غلامي يك سال انفصال از خدمت ،يوسف رفاهيت كسر ۲گروه براي يكسال،لازم به يادآوري است، ۴ نفر اخير از نيمه ي ارديبهشت تانيمه ي مردادماه ۱۳۸۶ از كار معلق شده اند،و در فروردين ،امسال نيز به مدت ۱۰ روز در سلول انفرادي اداره ي كل اطلاعات استان همدان محبوس بوده اند، ازطرف ديگر اين ۴ نفرازهرگونه ادامه ي تحصيل محروم شده اند.

همچنين توسط هيات بدوي آموزش و پرورش استان همدان براي تعداد بيشماري از معلمان شركت كننده در حركت هاي صنفي حكم توبيخ با درج در پرونده صادرشده است،اسامي برخي ازهمكاراني كه برعليه انان حكم انفصال يا تنزل رسته ي شغلي صادر شده است: نصرالله دوستي ۸ ماه انفصال،محمود حكمتي ۴ماه انفصال،محمدي  ۴ماه انفصال،عليرضا مرادي ۲ماه انفصال،اميراسديان تنزل رسته از دبيري به دفترداري،اسامي اعضاي هيات بدوي استان همدان كه اين احكام را صادر كرده اند،درخاطره ها خواهد ماند:

محسن جام بزرگ ، محمد رضا رعد  و عليرضا صادقي.

 دراين گيرودار،مسئولين آموزش وپرورش مناطق استان همدان ازقافله عقب نمانده وازحقوق بيش از ۷۰۰نفراز معلمان مبالغي از۵۰،۰۰۰ريال تا ۲،۰۰۰،۰۰۰ريال كسركردند.

روساي اداراتي كه اقدام به اين كار نمودند به شرح زير مي باشند.

۱-عباس حسني محتشم،رئيس ناحيه ي يك همدان، ۲- اعظم بهرامي،رئيسه ي ناحيه ي دو آموزش وپرورش همدان  ۳- غلامرضا احمدي مدير آموزش و پرورش بهار ۴- محمود نقوي رئيس آموزش وپرورش فامنين ۵- محمدي پيرايش رئيس آموزش وپرورش شهرستان رزن.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 18:29  توسط معلم  | 

دانشگاه، آخرین سنگر آزادی؛ برنامه بزرگداشت روز دانشجو یکشنبه ۱۸ آذرماه

۱۶azar.JPG

دفتر تحکیم وحدت به مناسب روز دانشجو، تجمع و تریبون آزادی با عنوان «دانشگاه، آخرین سنگر آزادی» در روز یکشنبه 18 آذرماه در دانشگاه تهران برگزار خواهد کرد. محورهای پنج گانه این تجمع تلاش برای صلح و مخالفت با جنگ افروزان داخلی و خارجی، دفاع از آزادیهای آکادمیک و اعتراض به گسترش فضای سرکوب و اختناق، حمایت از دانشجویان دربند و درخواست آزادی زندانیان سیاسی، اعتراض به سیاست های نا کارآمد دولت نهم و گسترش فقر و فساد و تبعیض، اعلام همبستگی جنبش دانشجویی با جنبش زنان، کارگران، معلمان و اقوام خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 23:23  توسط معلم  | 

 
 
فروش 10 ميليارد توماني چند كاغذ باطله به فرهنگيان
 

روزنامه اعتماد ملی : سرمايه چند صد ميلياردي، بي‌ثباتي در مديريت، مديران غيرمتخصص، فقدان نظارت اعضا و نبود ضوابط و مقررات شفاف براي انجام معاملا‌ت، صندوق ذخيره فرهنگيان را به هدفي آسان براي كار‌چاق‌كن‌ها، دلا‌لا‌ن حرفه‌اي و رانت‌خواران و زمين‌خواران تبديل كرده است؛ رانت‌خواراني كه كارشان در اداره يا ارگاني به بن‌بست خورده يا در جست‌وجوي نقدينگي بي‌در و پيكرند با استفاده از واسطه‌هاي موجه روانه خيابان نفت جنوبي مي‌شوند تا گره از كار فروبسته خود بگشايند.


صندوق ذخيره فرهنگيان قرارداد احداث يك‌هزار واحد مسكوني در محله سروستان (سي8) از برزن 3 شهر جديد پولا‌دشهر اصفهان را اعلا‌م و از فرهنگيان دعوت كرده كه در اين پروژه ثبت‌نام كنند. شرايط ثبت‌نام جذاب است: متري 295000 تومان البته علي‌الحساب! در اطلا‌عيه‌اي كه تحت عنوان فراخوان ويژه فرهنگيان منتشر شده، اين پروژه <در راستاي تحقق اهداف دولت خدمتگزار و عدالت‌خواه و اجرايي نمودن تفاهمنامه‌هاي وزراي آموزش و پرورش و مسكن و شهرسازي> معرفي شده است. جالب اينكه در تبليغات پروژه هيچ اشاره‌اي به نام و سرمايه صندوق ذخيره فرهنگيان نشده است و تلا‌ش بر اين است كه آن را به دروغ يك پروژه رفاهي دولتي معرفي كنند. در اين اطلا‌عيه يك كتمان حقيقت وجود دارد و يك دروغ آشكار؛ به راستي دليل اين عدم شفافيت چيست؟ در صندوق ذخيره فرهنگيان چه مي‌گذرد؟ چرا نمايندگان مجلس كه در دولت قبلي مسائل صندوق را با جديت دنبال مي‌كردند حالا‌ سكوت كرده‌اند؟ آنچه كه در خصوص پروژه پولا‌دشهر اعلا‌م شده تنها بخشي كوچك و آرايش‌شده از واقعيتي است كه با دقت از چشم سهامداران صندوق پنهان نگه داشته مي‌شود.


به كام واسطه‌ها


داستان از اين قرار است كه شركت ساختماني(ر) به نمايندگي آقاي م. كه در اين نوشتار آن را تنها شركت واسطه مي‌ناميم در سال 83 با شركت عمران شهر جديد پولا‌دشهر (وزارت مسكن) قرارداد مشاركتي منعقد كرد. به موجب آن، قطعه زميني به مساحت 18 هكتار در شهر جديد پولا‌دشهر به شريك واگذار شد تا در آن 1284 واحد مسكوني به متراژ 141000متر مربع احداث كند. در اين قرارداد، آورده شركت عمران پولا‌دشهر زمين دولتي به متراژ ذكر شده و آورده شريك 14 ميليارد و800 ميليون تومان پيش‌بيني شده بود. مطابق مدل اين‌گونه قراردادها شريك اين مبلغ كه همان بهاي زمين است را پرداخت نكرد وبه جاي آن قرار شد كه پس از تكميل پروژه، 16 در صد از واحدهاي ساخته شده به وزارت مسكن(شركت عمران پولا‌دشهر) واگذار شده و 84 درصد واحدها طبق ضوابط وزارت مسكن به افراد بدون مسكن فروخته شود. به اين ترتيب اين شركت 18 هكتار زمين را بدون پرداخت يك ريال در اختيار گرفت. هدف از ارائه اين‌گونه تسهيلا‌ت، توليد مسكن ارزان‌قيمت براي مردم بود. در اين قرارداد شريك موظف به اجراي صددرصد قرارداد طبق زمان‌بندي مشخص 48 ماهه بود. تاخير و توقف غيرمجاز نبايد از يك چهارم اين زمان (يك سال) تجاوز مي‌كرد و در صورت تخلف شريك، وزارت مسكن بايد از شريك خلع يد كرده و راسا اجراي پروژه را عهده‌دار شده و يا شريك ديگري انتخاب مي‌كرد. شركت واسط پس از تاخيري 3 ساله و تخلف آشكار از مفاد قرارداد، از طريق رابط‌هاي موجه سراغ صندوق ذخيره فرهنگيان آمد و قراردادي را كه قانونا لغو شده به شركت تامين مسكن فرهنگيان كه از شركت‌هاي زيرمجموعه صندوق است واگذار نمود و در واقع چند برگ كاغذ باطله را به بهاي گزافي فروخت. به دليل اينكه شركت حق واگذاري پروژه را ندارد، به طور صوري در قالب پيش فروش هزار واحد مسكوني توافق گرديده است. دقت در بند‌هاي قرارداد به روشني مويد فروش امتياز است و نه پيش‌خريد مسكن. قرار است شركت تامين مسكن صندوق، خود مديريت پروژه را به عهده گرفته و اجراي آن را به پيمانكاران دست دوم از جمله همان شركت واسطه محول كند. نكته جالب اينكه مبلغ 14ميليارد تومان آورده شريك در قرارداد سال 83، توسط شركت واسط به بيش از 42 ميليارد تومان به صندوق فروخته شده است و به گفته افراد مطلع شركت واسطه بدون اينكه يك ريال پرداخت كند و يا كلنگي به زمين بزند با محاسبه و كسر تورم، از قبل اين قرارداد به رانتي در حدود 10 ميليارد تومان دست يافته است. ممكن است صندوق چنين فرضيه‌اي را رد و ادعا كند كه شركت واسط در پي سود نبوده و به خاطر كمك به فرهنگيان عزيز فداكاري كرده است. اما اين سوال بدون پاسخ مي‌ماند كه چرا صندوق به جاي خريد از واسطه مستقيما از سازمان مسكن و شركت عمران خريد نكرده و معامله با واسطه چه مزيتي داشته است؟ در محافل خصوصي‌تر، در توجيه اين عمل، ادعا شده كه اين مبلغ را در امور خيري مانند انتخابات هزينه‌خواهند كرد. ‌


تفاهمنامه‌اي كه از ياد رفت


در اطلا‌عيه، اين پروژه اقدامي در جهت اجرايي نمودن تفاهمنامه‌هاي وزيران آموزش و پرورش و مسكن و شهر‌سازي قلمداد شده است. در حالي كه آنچه مديران صندوق طبق قرارداد انجام داده‌اند پيش خريد 1000 واحد آپارتمان و در واقع خريد يك امتياز سوخته از يك شركت واسطه سهامي خاص است و ربطي به توافقنامه دو وزير در خصوص مسكن ندارد. دليل اين دوگانگي در حرف و عمل چيست؟ آيا قصد اين بوده كه كيفيت معامله از چشم اعضاي صندوق پنهان بماند؟ آيا هيات امنا در جريان انجام چنين معاملا‌تي قرار گرفته‌اند؟ آنها كه نقش مجمع عمومي را دارند چگونه به انعقاد اينگونه قراردادها رضايت داده‌اند. اگر هدف خانه‌دار كردن معلمان است چرا مسوولا‌ن صندوق يا رفاه و تعاون مستقيما به وزارت مسكن نرفته و قرارداد دست اول طبق تفاهمنامه في‌مابين وزرا نبسته‌اند؟حضور شركت واسطه در اينجا چه توجيهي دارد جز اينكه در اين ميان حداقل 10 ميليارد تومان از پول ذخيره فرهنگيان به جيب واسطه رفته است؟ ‌ وزارت مسكن بايد بر اساس مواد قرارداد، به دليل تاخير شريك در شروع پروژه در سال 84 از شركت واسطه خلع يد مي‌كرد. دليل مسامحه چه بوده است، درحالي كه واگذاري پروژه به غير از سوي شريك طبق قرارداد ممنوع است به چه دليل شركت عمران پولا‌دشهر و وزارت مسكن چشم خود را در مقابل تخلف يك شركت واسطه بسته‌اند و در مقابل رانت‌خواري آشكارا سكوت كرده‌اند؟ عادلا‌نه اين بود كه از آن شركت واسطه به دليل تخلف از قرارداد، خلع يد مي‌كرد و قرارداد با همان شرايط به صندوق ذخيره معلمان واگذار مي‌شد. مديرعامل شركت عمران پولا‌دشهر تازه سر فرهنگيان منت گذاشته و طي نامه‌اي دليل موافقت خود را با اين معامله صوري كه در واقع فروش امتياز است، مساعدت به جامعه فرهنگيان در امر خانه‌دار شدن اعلا‌م كرده است. آيا واقعا راه بهتري براي مساعدت وجود نداشت و بهتر نبود بدون واسطه به جامعه فرهنگيان زمين واگذار مي‌كردند؟ مديران صندوق با چه توجيهي به اين رانت‌خواري رضا داده‌اند؟ آيا اين بخشش از سرمايه و اندوخته معلمان توجيه قانوني و اخلا‌قي دارد؟


صندوقي بدون آيين‌نامه معاملا‌ت


صندوق ذخيره آيين‌نامه معاملا‌ت ندارد. رعايت تشريفات معاملا‌ت مانند مناقصه در خريد و مزايده در فروش براي صندوق الزامي نيست. سقف ريالي معاملا‌تي كه توسط تصميم‌هاي عادي هيات‌مديره انجام مي‌شود معين نشده است. ظاهرا در اين موارد دست مديران كاملا‌ باز است و معاملا‌ت چندين ميلياردي صرفا با تشكيل جلسات محدود و بررسي‌هاي سطحي و تصميم‌هاي فردي و دخالت افراد غيرذيربط و با نفوذ صورت مي‌گيرد و همين امر افراد فرصت‌طلب را به طمع مي‌اندازد كه پشت تابلوي صندوق و به نام معلمان منافع خود را تامين كنند، به اين ترتيب زمينه مناسبي براي بروز فساد در اطراف صندوق شكل مي‌گيرد. نمونه انجام چنين معاملا‌تي در گذشته مشاركت صندوق در خريد زمين مساله‌دار برج‌هاي دوقلوي خيابان ايران‌زمين شهرك غرب، در دوره مديريت [ع] و در زمان حال پروژه پولا‌دشهر و زمين پرمساله شمال زندان قصر تحت عنوان پروژه تجاري خيابان معلم است كه داستان آن هيجان‌انگيزتر از قضيه پولا‌دشهر است. ‌


غريبه‌هاي آشنا


اعضاي صندوق نه‌تنها هيچ نقشي در تصميم‌گيري‌ها ندارند بلكه اصلا‌ از كم و كيف معاملا‌ت 40 تا 200 ميلياردي‌اي كه اين روزها انجام مي‌گيرد اطلا‌عي ندارند و مديران صندوق مثل پروژه پولا‌دشهر حتي اطلا‌عات اوليه را هم از معلمان دريغ مي‌دارند. به عنوان نمونه در اطلا‌عيه پروژه پولا‌دشهر نامي از طرفين معامله و چگونگي انجام آن نيامده است وكارها با چراغ خاموش و اطلا‌عات بعضا غلط پيش مي‌رود. هيات امناي صندوق متشكل از وزير و برخي معاونان وزارت و چند اقتصاددان كه نقش مجمع عمومي را ايفا مي‌كنند معمولا‌ به دليل مشغله كاري و روش‌هاي مديريتي غيرسيستماتيك جايگاهي تشريفاتي در تصميم‌گيري‌ها دارند. زيان‌هاي چندميلياردي صندوق در چنين معاملا‌تي هم به دليل تورم در بخش مسكن بعد از مدت كوتاهي خنثي مي‌شود و مديران مي‌توانند حتي به اين معاملا‌ت افتخار كنند. در چنين فضايي معاملا‌ت چند 10 ميلياردي با چند گفت‌وگوي تلفني و دخالت واسطه‌هايي كه هميشه حضور دارند بدون دغدغه امضا مي‌شوند. نقدينگي صندوق و روش‌هاي انجام معاملا‌ت بوي كبابي است كه اشتهاي خيلي‌ها را تحريك مي‌كند و معلمان غريبه‌هاي آشنايي هستند كه نامشان فقط به درد تبليغات مي‌خورد. ‌

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 12:2  توسط معلم  | 

چهارشنبه 30 آبان1386

توقف حکم

حكم ۲سال تبعيدآقاي نورالله برخوردار به استان كهگيلويه و بويراحمد همچنين حكم  ۱۰ ماه انفصال ازخدمت آقاي ستارزارعي ،هردوازكانون صنفي معلمان خميني شهر،كه ازطرف هيات بدوي ودادگاه تجديدنظراداري تاييدشده بود. توسط ديوان عدالت اداري توقيف شد.

 

 آقاي برخوردار در اين باره مي گويد: " ما به همراه اقاي زارعي نسبت به اين احكام به ديوانه عدالت اداري رفته و پس از پركردن فرم دادخواست ،مراتب اعتراض خودرابه اين احكام به ديوان عدالت اداري ارائه داديم.كه با پيگيري جدي خودمان ظرف ۴روز قاضي محترم ديوان نامه ي توقيف را صادر كرد."

 

آقاي برخورداردر باره ي چيستي توقف حكم مي گويد:

" احكام صادرشده بين ۶ماه تا ۱۰سال طول مي كشد،تا بارديگري بررسي شوند،لذا تا اين مدت حكم توقيف وغيرقابل اجراست.

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 9:12  توسط معلم  | 


همكاران گرامي
زين پس مشكلات و مسائل معلمان گرامي را در ستوني با عنوان”را ه حل برون رفت” خواهيم نوشت و سپس پاسخ سوالات ما  را از زبان معلمان محترم در ج خواهيم كرد

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 9:9  توسط معلم  | 

نشريه شماره يازدهم انديشه رسيد :

شما در اين شماره ميخوانيد :

خبر

خبر هاي ويژه معلمان با عنوان مهمترين اخبار در در دو هفته اي كه گذشت.

گزارشي از وضيعت معلمان  تحت عنوان بر خورد با معلمان ادامه دارد از خبر نامه اميركبير

اعلام حمايت زندانيان دربند از معلم زنداني به نقل از خبر نامه امير كبير

 

مشكلات تصويت قانون خدمات كشوري از ديد آقاي با غاني

مقاله

اگر دستم رسد بر چر خ گردون ...

پاي درد نيروي حق التدريس

فرهنگي

سيري بر تحولا ت تاريخ

 

... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 22:22  توسط معلم  |