تبليغاتX
سخن مشترک

سخن مشترک

تا حق خود نگیریم - از پا نمینشینیم

 

باغ آيينه

 

چراغي به دست وچراغي در برابرم

من به چنگ سياهي ميروم

گهواره اي خستگي

از كشاكش رفت و آمدها

باز ايستاده اند

خورشيد ي از اعماق كهكشان خاكستر

شده اي را رو شن ميكنند و خورشيدي

از اعماق

كهكشان خاكستر شده را فرياد ميكند

فريا دهاي عاصي آذرخش

هنگامي كه تگرگ در بطن بي قرار ابر

نطفه ميبندند

ودرد خاموش وار تاك

هنگامي كه غوره اي خرد

در انتهاي  شاخه سار

طولاني ي ,پيچ پيچ جوانه ميزند

فرياد من هم گريز از درد بود چرا كه  من

در وحشت انگيزترين شب ها آفتاب را به

دعاي تو

نوميد وار طلب كردم

تو از خورشيد ها آمده اي واز سپيده دم

آمده اي تو از آيينه و ابريشم آمده اي

در خلقتي كه نه خدا بود و نه آتش

نگاه و اعتماد تو را به دعايي نوميدوار

طلب كردم جرياني جدي

فاصله دو مرگ در تهي ميان دو تنهايي

نگاه و اعتماد تو به اين گونه است

شاديي تو بيرحم است و تو اميدوار

نفس ات در دست هاي خالي من  ترانه

و سبزي ست

من بر مي خيزم!

چراغي در دست و چراغي در دل

زنگار رو حم را صيغل ميزنم

آيينه اي برابر آيينه ات ميگذارم

تا با تو ابديتي

بسازم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 11:28  توسط معلم  | 

 

پاي درد ودل حق التدريسي ها

 

اگر دستم رسد بر چرخ گردون...

 

من مينويسم و بادرد بسيار مينويسم با و جوديكه بارها گفته ام و نوشته ام و بازهم ميگويم و مينويسم

من يك نيروي حق التدريسي هستم اي كاش گوشي براي شنيدن دردهايم بود و زباني براي گفتن آنچه در دل دارم وجود داشت  ياد شعر معروف فردوسي شاعر گرانقدر كشورمان ميافتم كه ميگفت: مزن بر سرناتوان دست زور كه روزي بيفتي به پايش چو مور

شما بگوييد چه طوري ميشه با قلب خسته و روح آسيب ديده ما نيروهاي حق التدريسي را التيام داد؟ مشكلات كه يكي دوتا نيست و بارها هم اونها را به شيواترين سخن بيان كرديم ولي بازهم بيان ميكنم   

الان 5سال است كه حق التدريسم ولي هر سال به اميد اينكه سال بعد پيماني  ميشوم و با انگيزه معلمي وعشقي كه به بچه هاي كلاس دارم ادامه ميدم

ولي از امسال كه ديگه آزمون استخدام  گذاشتند  و فقط 5 هزار نفر را قبول كردند و 46 هزار نفر  از نيروهاي حق التدريسي  كه يكي ازآنها  هم خود من هستم بلا تكليف مانديم .البته وزير آموزش و پرورش اين تلاش را كردند و به ما اين لطف را كردند و گفتند:

اشكالي نداره ما شما را نگه ميداريم  ولي  سال آينده دوباره شركت  كنيد احتمالا اگر سال آينده هم قبول نشديد بازهم اين امكان براي شركت شما در آزمون وجود داره ؟ يكي نيست از ايشان بپرسد  شما با يك معلم طرف هستيد با يك انسان! شما ما معلمان را از ابتداييترين  حقوق اوليه هر شهروند كه حق حيات هست  محروم كرديد ما از هيچ حقي  برخوردار نيستيم  حق برخورداري و استفاده  از حق بيمه راكه  نداريم  معلوم نيست چند شيفت از صبح تا شب بايد كار كنيم  تا كمي دست مزد رابتوانيم جبران كنيم. براي نمونه خود من  با وجوديكه 5سال بيشتر نيست كه در حال تدريس هستيم از زيادي كار و چند شيفت كار كردن در ابتداي راه  

به اندازه كسي كه يك عمر كار كرده ناتوان و فرسوده شده ام

زمانيكه آموزش و پرورش نياز داشت ما اين كمبودها را پر كرديم و پابه پا ي بقيه حتي بيشتراز معلمان رسمي كار كرديم و شرايط بد حاصل ازنبود بيمه و مزايا

را به جان خريديم براي همان حقوق اندك  هم  ماهها بايد به انتظارنشستيم  تا حقوقمان را پرداخت كنند, و تمام  تلاشمان براين بود كه بهترين دانش آموزان را تحويل جامعه بدهيم و الحق هم كه  كم نگذاشتيم وباز هم در اين راه كوتاهي نخواهيم نكرد, ولي الان هنوز خودمان بلا تكليف هستيم!!!! اگر چه مدتي به ما انگ بيسوادي زدند بعد هم  جا كه رفتند طوري برخورد كرديد كه ما معلمان حق التدريسي با يد حذف شويم.

ولي شا گردان ما الان به محيط كار روي آوردند و لي ما همچنان بلا تكليف هستيم!!

سال گذشته با سهميه بندي سوخت و افزايش ناگهاني قميت ها   به ما قول دادند كه  تسحيلاتي را براي ما فراهم كنه و  حداقل وسيله اياب و ذهاب مارا فراهم كند ولي افسوس حرف زدن خيلي  آسانه وعمل كردن كارهر كسي نيست .   وقتي  اين خبر را شنيدم ديگه آه  از نهادم بلند شد.

رئيس آموزش و پرورش شهرستان هاي استان تهران گفت: بر اساس قانون مصوب در سال جاري بودجه  نيروهاي حق التدريس نسبت به سال گذشته 10 درصد کاهش يافته

همين جا به ياد شعر معروف بابا طاهر همداني افتادم كه مي گفت:

اگر دستم رسد بر چرخ گردون

از آن پرسم كه اين چون است و آن چون

 يكي را داده اي صد ناز و نعمت

يكي  را قرص جو آلوده با خون

 

ما بارها اين شعار را از دولت مهرورز شنيديم كه قراربود پول نفت را برسر سفرهاي مردم بياورد چي شد !

مگه ما جزيي از همين مردم نبوديم

روزانه بهاي قميت نفت در بازاربالا و  بالاتر ميرود و لي ما روز به روز فقير ترميشويم  

 ولي اگر ما معلم هستيم و با شرافت و نداي و جدان  كار ميكنيم  به خوبي ميفهميم كه اين سرمايه ها به جيب چه كساني سرازير ميشود.اين بود معناي برابري و برادري حكومت عدل علي !    

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 12:33  توسط معلم  | 

یکشنبه 20 آبان1386

متن حکم صادره دادگاه انقلاب ولایحه تجدید نظر محمود بهشتی لنگرودی

 

متن حکم صادره:

در خصوص اتهام آقای محمود بهشتی لنگرودی فرزند غلامحسین متولد 1339 فاقد سابقه محکومیت ، متاهل ، دبیر آموزش و پرورش ، آزاد به قید وثیقه ، دائر بر اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور ، با توجه به گزارشات سازمان اطلاعات استان تهران و اقاریر صریح متهم و حضور فعال در تجمعات غیر قانونی و نقش هدایتی او در کانون و شورای غیر قانونی هماهنگی تشکل های صنفی کشور و ایراد سخنرانی های متعدد و نقش آنها در استمرار تجمعات مزبور و مصاحبه با خبرگزاری های خارجی و روزنامه ها به منظور تحت فشار قرار دادن مسئولین و تحریک فرهنگیان از طریق ارائه ی گزارشات و آمار غیر واقعی و بزرگنمایی تجمعات غیر قانونی و اینکه تجمعات غیرقانونی از مصادیق بارز اقدام علیه امنیت کشور است و موجبات برانگیختن فرهنگیان و بی نظمی و اخلال در محیط های آموزشی می گردد و دیگر شواهد و قرائن موجود ، بزهکاریش محرز است لذا به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامی به تحمل 4 سال حبس محکوم که با توجه به وضعیت اجتماعی و سوابق زندگی وی به استناد بند (ب) ماده 25 قانون مجازات اسلامی حبس صادره به مدت 4 سال تعلیق می گردد و اما در مورد اتهامات دیگرش دائر بر اخلال در نظم عمومی و تمرد در مقابل پلیس با توجه به محتویات پرونده و انکار متهم در دادگاه به لحاظ عدم کفایت ادله به استناد اصل 37 قانون اساسی رای بر برائت صادر گردید . حکم صادره حضوری و ظرف 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر تهران است .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:46  توسط معلم  | 

ما معلمان مقصريم زيرا ...  

داشتم تحولات را از خبر نامه امير كبير ميخوندم كه خيلي ذهنم را به خودش مشغول  كردسير تا پياز قضيه مطرح شده بود با همكاران در اين باره صحبت كرديم و اين ما حصل حرفمان بود: ولي لطفا قبل از هر چيز  سري بزنيد به جدولي  كه  براي شما گذاشتم  در باره احكامي كه براي معلمان  به خصوص فعاليين اين جنبش در تهران و مشهد  صادر گرديده آن وقت  متوجه عمق قضايا ميشويد . ولي وقتي اين جريان را در بطن جامعه دنبال كنيم  ميبينيم كه البته  هيچ وقت معلمان پشت فعاليين اين جنبش  را خالي نكرده و نخواهند كرد. چون اسفند و فروردين سال  85و 86 دليل اين مدعا است چرا كه  پشتيباني بسيار وسيع آن موقع از سوي معلمان صورت گرفت و الان هم ادامه خواهد داشت  و لي با نگاهي به فعاليتهاي بعدي ميتوان اين را به راحتي نتيجه گرفت كه جنبش دانشجويي بعد از محكوميتهاي كه شامل حال دانشجويان شد لحظه اي درنگ را جايز ندانست و بلافاصله اعتراضات حول اين مسئله را شكل داد و گفت : كه دانشجوياني كه طي اين مدت به ناحق دستگير و زنداني شدندرابايد  آزاد كنند .هنوز هم براين خواسته اصرار ميورزند.در واقع به اين شكل دانشجويان به دفاع از فعاليين دانشجويي بر آمدند                                                                      

ولي با نگاهي موشكافانه در مورد نقش خودمان  ميتوان اين موضوع را به روشني دريافت كه : در برابر هزينه هاي كه در اين مدت از جانب جامعه معلمان پردا خت شده و در برابر اين احكام ناجوانمرادنه و ناعادلانه حرف بسيار جدي و جود دارد كه ما در  برابر اين بيعدالتيها و تبعيض سا كت بوديم.در حاليكه اگر تا همين حالا ما نيز ادامه ميداديم مطمئنا و ضعيت ما از اين خيلي

بهتربود. دانشجوي امروز دانش  آموز ديروز ما است بنابراين اگر چه معلمي شغل انبيا است و اگر چه ما هموار بر اين اعتقاد بوديم و هستيم كه معلم چراغ راه هدايت نسل آينده را بدست گرفته و روشنايي بخش را ه پرپيچ و خم هدايت نسل آينده است,ولي اين را هم بايد  اذعان داريم كه مانبايد اين درنگ را جايز بشماريم و با زهم بايد گوي سبقت را از ان خود كنيم  ما همان معلماني بوديم كه  بزرگترين گردهمايي را در مقابل مجلس شكل داديم ما در چار چوب قانون تشكيل جلسات ميدهيم و در چار چوب قانون كار كرديم واعتراضات ما كاملا قانوني بود ولي آن را  ممنوع اعلام كردند به تعدادي از معلمان حكم حبس تعزيري ميدهند و به تعدادي حكم انفصال از خدمت و همين طور با زنشستگي و ساير احكام...                                                                                           لازم است در همين رابطه از بيان احساسات دو تناز معلمان در هنگام اجراي حكم هم  يادي كنيم عليرضا اكبري نبي يكي ازمعلمان عضوهيات مديره ي كانون تهران است ،كسي كه با 23سابقه معلمي به تازگي توسط دادگاه انقلاب اسلامي به خاطرفعالييت درهفته نامه ي قلم معلم و اعتراضات اسفند 85 وارديبهشت86 در دادگاه انقلاب به  2سال زندان محكوم ميشود  به سوال زير اينگونه پاسخ ميدهد

سوال : شما به خاطر فرياد عدالتخواهي به3 سال زندان محكوم شده ايد،چه احساسي داريد

بي گمان هيچكس از رفتن به زندان و تنها گذاشتن خانواده خوشحال نيست، هيچكس دوست ندارد،فرزندان دلبندش در حسرت ديدار پدر باشند اما ازاينكه به خاطرعدالت خواهي محاكمه وزندان مي شوم احساس خوبي دارم، احساس ميكنم كه براي حق و عدالت مبارزه مي كنم..                                                                                                           

حميد رحمتي را ازشهر ضا به روستاهاي مازندران تبعيد ميكنند,در مصاحبه اي كه با او  در ارتباط  با وضعيتش شده بود,ميگويد خوشحال است نه ازاينكه ازخانواده دورراست،بلكه به اين خاطر جنبش معلمان براي بهبود معيشت آنان نتيجه داده،ود رآينده اميد بيشتري به آن مي رود.واگر به احكام صادره در همين چند روز گذشته فقط  در تهران و مشهدرا نگاه كنيم,عمق درد آشكار ميشود                                                                                                  

فر هنگيان عزيز

ما بايد پشتيباني و حمايت همه جانبه از فعاليين معلم را در راس كار مان قراردهيم

انجمن سخن مشترك

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 10:44  توسط معلم  | 

جمعه 11 آبان1386

آتش كينه هاوعقده هاهمچنان شعله ور است.

   آقاي اسماعيل اكبري عضو كانون صنفي معلمان خميني شهربه حكم هيات بدوي استان اصفهان به اتهام :

۱- شركت درتجمعات واعتصابات.

۲- نشراكاذيب .

۳- اهانت به مقدسات.

     به مدت ۳سال به بخش پيربَـــكرون ازتوابع بخش لنجانات استان اصفهان تبعيد شد.

اين حكم،درتاريخ ۸آبانماه/۸۶به آقاي اكبري ابلاغ شده ،وقابل اعتراض مي باشد.

نوشته شده توسط هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان تهران در 9:54 |  لینک ثابت   •  نظر بدهید
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:51  توسط معلم  | 

از زبان يك حق التدريس درد آشنا


ديروز داشتم مطالب وب لاگ حق التدريسهاي را ميخواندم
وقتي اين خبر را شنيد م كه  آقاي محدثي معاون برنامه ريزي ومديريت آموزش و پرورش  به را حتي اعلام ميكنه كه اشتباه نكنيد  منظوراز كاهش ميزان حق‌التدريس به اين معني است كه اگر اعتبار در نظر گرفته براي حق‌التدريس 500 ميليارد تومان است، بايد 50 ميليارد تومان آن كم شود
معاون برنامه‌ريزي و توسعه مديريت آموزش و پرورش افزود: در حقيقت ساعت حق‌التدريس محدودتر مي‌شود نه اين‌كه فرد تدريس كننده كم شود
اينروز ها با شنيدن اين خبر ها دائم ياد اين شعر سعدي ميافتم كه ميگفت: 
اگر اين داغ جگر سوز كه در جان من است      بردل كوه نهي سنگ به فرياد آيد
ما معلمان حق التدريس با تمام مشكلات ساختيم و سوختيم    
ما معلميم و صد البته كه حق التدريسي هم هستيم و لي بايد اين موضوع را به همه اعلام كنيم كه بابا ماهمه انسانيم ,ما  از  حقوق شهروند ي برخوردايم ما نيز حق حيات داريم در برابر ضايع شدن  ابتدايي ترين حقوقمان  از شماها  شكوه داريم  
اين دموكراسي حاكم بر كشورمان است ؟؟؟
اين است معني حاكميت عدل علي؟
علي كسي كه در قضاوت و در عدالت  سر آمدخاص و عام بود كسي كه حتي برادر خودش را هم در ميان مردم ذره اي خاص نكرد.  
حالا شما به جايي رسيديد كه اين دولت علي  را با   اين جامعه يعني كشورما مكاني  لبريز از بيعدالتي و تبعيض مقايسه ميكنيد   چه جوري جرات ميكنند كه اين قياس مع الفارق را انجام دهيد؟؟؟؟ فرهنگيان كشورمان به خصوص معلمان رسمي مظلومترين قشر  اين مملكت هستند 
معلمان رسمي در اين مدت از نداشتن معيشت و منزلت
بسيار ناليدند
و به خاطر عدالت خواهي محاكمه و زندان  و مجازات هاي سنگين برعليه ان ها صادر گرديد  
فر هنگيان اين ديار را  با اين سابقه  وپرونده را در نظر بگيريد حالا خودتان قضاوت كنيد؟ 
وضعيت ما معلمان حق التدريس  ديگر كاملا واضح و مبر هن است ما حتي  كساني  هستيم كه
به شرايط رسمي شدن راضي شديم  و براي رسيدن به  اين خواسته تلاش كرديم و بازهم به تلاشمان ادامه ميديم.با اين وضعيت گراني  و شرايط بد حاصل از نداشتن بيمه    
و هزاران مشكل ريز و درشت ساختيم و صدامون در نيامد.
ولي
ما به اين وضعيت  مو جوداعتراض داريم
ما خواهان اين هستيم  كه عدالت در مورد ما معلمان به اجرا در بيايد و بر اين خواسته خو دمان  اصرار مي ورزيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 12:42  توسط معلم  | 

سه شنبه 1 آبان1386

پاداش عدالت خواهی فعالیت صنفی

 

احكام صادر شده براي معلمان تهران توسط دادگاه انقلاب اسلامي

۱-    علي اكبر باغاني     ۵ سال حبس تعليقي

۲-    محمود بهشتي         ۴سال حبس تعليقي

۳-    علي صفرمنتجبي     ۴ سال حبس تعليقي

۴-    حميد پور وثوق       ۴سال حبس تعليقي

۵-    محمد تقي فلاحي      ۴سال حبس تعليقي

۶-    محمدرضا رضايي    ۴سال حبس تعليقي

۷-    نورالله اكبري          ۴سال حبس تعليقي

۸-    كريم قشقاوي           ۳سال حبس تعليقي

۹-    عليرضا اكبري        ۲سال حبس تعليقي

۱۰- رسول بُداقي          ۲ سال حبس تعليقي

۱۱- محمد خاكساري      دادگاه ايشان به  ۱۷ آذرماه ۸۶ موكول شده

۱۲- محمود باقري         دادگاه ايشان به ۲۲ آبانماه ۸۶ موكول شد .

۱۳- عليرضا هاشمي    ۵ سال حبس تعزيري

۱۴- محمدداوري         ۵ سال حبس تعزيري قابل تبديل به جريمه ي نقدي ۵۰ميليون ریال

۱۵- علي پور سليمان     دادگاه ايشان براي بارسوم به آينده موكول شده است.

....................................

 

احكام صادرشده ازطرف دادگاه انقلاب مشهد براي معلمان خراسان

 

۱۶- هادي لطفي ۴ ماه حبس تعليقي براي ۳سال، قابل خريد به مبلغ ۱۰ ميليون ريال

۱۷- حسن رجبي۴ ماه حبس تعليق براي ۳سال، قابل خريد به مبلغ ۱۰ميليون ريال

محروم از احرازهرگونه پست ستادي براي مدت ۴ سال

۱۸- ايرج توبيهاي نجف آبادي كاهش  يك گروه شغلي براي مدت ۲سال حكم قابل پژوهش 

۱۹- مهندس خواستاربازنشستگي زودهنگام باكاهش یک گروه شغلي به حكم هيات بدوي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 11:2  توسط معلم  | 

 

خبربرنامه اميرکبير30-7: تريبون آزاد «ستاره ها در اوين» در دانشگاه اميرکبير برگزار شد

 

تريبون آزاد دانشجويي «ستاره ها در اوين» در اعتراض به صدور احکام ناعادلانه و سنگين چندين سال حبس براي سه دانشجوي در بند دانشگاه اميرکبير   ۳۰ مهرماه ۸۶، در اين دانشگاه با حضور جمع کثيري از دانشجويان دانشگاه هاي تهران برگزار شد.

به گزارش خبرنامه اميرکبير مديريت دانشگاه از روز گذشته با ممنوع الورود کردن ناگهاني همه اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي اميرکبير و همچنين جمع کثيري از فعالين دانشجويي دانشگاه و همچنين فراخواندن کليه نيروهاي انتظامات دانشگاه سعي در جلوگيري از برگزاري اين تريبون نمود.

کميته انضباطي دانشگاه اميرکبير به دستور دکتر رهايي روز گذشته ضمن تماس با خانواده کليه فعالين دانشجويي از آن ها خواست از حضور فرزنداشان در تريبون آزاد امروز جلوگيري کنند. کميته انضباطي خانواده دانشجويان را تهديد کرده بود در صورت حضور دانشجويان در اين تجمع علاوه بر صدور حکم محروميت از تحصيل براي ايشان، نيروهاي امنيتي هم آن ها را دستگير خواهند کرد.

انتظامات دانشگاه اميرکبير همچنين به منظور کنترل بهتر ورود دانشجويان به دانشگاه از صبح انروز   دو درب اصلي دانشگاه، درب وليعصر و درب خيابان سعيد، را مسدود کرده و ورود دانشجويان تنها از درب حافظ و درب خيابان رشت امکان پذير بود.

گزارش هاي رسيده حاکي از آن است بعضي از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و انجمن اسلامي اميرکبير صبح امروز با درگيري شديد با نيروهاي انتظامات دانشگاه توانستند وارد دانشگاه شوند. نيروهاي انتظامات دانشگاه با ضرب و شتم محمداسماعيل سلمانپور، آرمان صداقتي و نريمان مصطفوي مانع ورود آن ها به دانشگاه شد. بلافاصله پس از درگيري انتظامات با دانشجويان به درخواست مديريت دانشگاه، نيروهاي انتظامي از کلانتري ميدان فلسطين مقابل درب هاي دانشگاه مستقر شدند.

تدابير امنيتي انديشيده شده توسط دکتر رهايي، رئيس دانشگاه اميرکبير، جهت کنترل ورود دانشجويان به حدي بود که حتي عده اي از دانشجويان دانشگاه اميرکبير که کارت دانشجويي همراه نداشتند نتوانستند امروز وارد دانشگاه شوند. همچنين حضور نيروهاي امنيتي در داخل و خيابان هاي اطراف دانشگاه اميرکبير بسيار چشمگير بود.

به گزارش خبرنامه اميرکبير با وجود تمام سنگ اندازي هاي مديريت دانشگاه اميرکبير ظهر امروز تريبون بزرگ «ستاره ها در اوين» با حضور جمع کثيري از دانشجويان دانشگاه اميرکبير و همچنين دانشجويان ديگر دانشگاه هاي تهران ساعت يازده و سي دقيقه، از جلوي دانشکده پليمر آغاز شد.

دانشجويان شرکت کننده در اين تريبون ابتدا با خواندن سرود يار دبستاني و اي ايران، از مقابل دانشکده پليمر به سمت صحن اصلي دانشگاه راهپيمايي کردند و با تجمع دانشجويان در صحن دانشگاه تريبون آزاد آغاز شد.

در اين تريبون، که گزارش کامل آن متعاقبا ارسال مي شود، اميرحسين ايرجي، عضو انجمن اسلامي دانشگاه علامه، و علي عبدي، عضو شوراي مرکزي دانشگاه شريف، بيانيه هاي انجمن اسلامي دانشگاه علامه و شريف را در حمايت از سه دانشجوي در بند دانشگاه اميرکبير را قرائت کردند.

در ادامه مجيد شيخ پور و سجاد ويس مرادي، دو عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي اميرکبير، اقدام به سخنراني در اين تريبون نمودند. و پس از آن يکي از دانشجويان دانشگاه علامه و خواجه نصير سخنراني کردند. علي عزيزي، علي وفقي و علي نيکونسبتي، از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت، نيز در اين تريبون سخنراني کردند.

در پايان اين تريبون پيام سه دانشجوي در بند، مجيد توکلي، احمد قصابان و احسان منصوري که از زندان خطاب به دانشجويان تجمع کننده صادر کرده بودند قرائت شد. پس از اتمام تريبون دانشجويان در حالي که تصاوير سه دانشجوي در بند و پلاکاردهايي با مضامين  «دانشجوي سياسي آزاد بايد گردد»، در دست داشتند به سمت درب وليعصر راهپيمايي کردند. دانشجويان شعار مي دادند: «رهايي حيا کن دانشگاه رو رها کن»، «رهايي برو گمشو»، «رئيس بي لياقت استعفا استعفا»، «مرگ بر ديکتاتور»، «دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد»، «ايران شده فلسطين، مردم چرا نشستين» و… .

گزارش کامل تريبون آزاد امروز به همراه گزارش تصويري متعاقبا ارسال مي شود.

دستگيري تعدادي از دانشجويان معترض

پس از پايان يافتن تجمع دانشجويان در پلي تکنيک و خروج آنان از دانشگاه، نيروي انتظامي اقدام به بازداشت تعدادي از دانشجويان نموده است.

تعدادي از دانشجويان پس از خروج از خيابان رشت و وارد شدن به خيابان وليعصر مورد تعقيب پليس قرار گرفتند و نکته ي جالب در اين دستگيري اين است که درجه داران نيروي انتظامي با فرياد "دزد، دزد" اقدام به تعقيب و بازداشت اين دانشجويان کردند. همچنين يکي از دانشجويان چپ که در حال تهيه ي عکس از تجمع و اعتراضات بود، توسط حراست دانشگاه بازداشت شده و دوربين وي ضبط شده است.

هم اکنون دانشجويان به علت احتمال دستگيري توسط نيروهاي امنيتي از خروج از دانشگاه خودداري مي کنند.

درگيري و تجمع در خارج از دانشگاه

بنا بر آخرين اخبار رسيده حدود 500 نفر اکنون با برافراشتن پلاکاردهايشان رو به روي سالن تجمعات پلي تکنيک تجمع کرده اند. همچنين طي يک درگيري کوتاه شيشه هاي دانشکده شيمي دانشگاه پلي تکنيک توسط دانشجويان شکسته شد. از خارج از دانشگاه نيز خبر رسيده است که عده اي از دانشجويان پلي تکنيکي و غير پلي تکنيکي که موفق به ورود به دانشگاه نشده اند خارج از درب هاي دانشگاه در محاصره ي نيروهاي امنيتي پليس قرار دارند. خيابان هاي اطراف دانشگاه از جمله خيابان رشت کاملا توسط پليس مسدود شده و اجازه ي ورود و خروج به هيچ دانشجويي داده نمي شود.

پلاکاردهاي دانشجويان در اعتراض امروز

آزادي برابري

اتحاد ، مبارزه ، پيروزي

 

" دانشجو ، کارگر معلم اتحاد اتحاد"

 

زنداني سياسي آزاد بايد گردد

دانشجوي زنداني قرباني جنگ جناحي

نه حمله ي خارجي نه تحريم اقتصادي

جنبش دانشجويي متحد جنبش کارگري

ما خواهان ايجاد تشکلهاي مستقل دانشجوئي هستيم

دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب تجمع را در پلي تکنيک آغاز کردند

هم اکنون تجمع و تريبون آزاد دانشجويي در اعتراض به بسته شدن فضاي دانشگاه و حمايت از فعالان دانشجويي در بند در دانشگاه صنعتي امير کبير (پلي تکنيک تهران) آغاز شد.

تعداد ۳۵۰ نفر از دانشجويان با حرکت از درب حافظ به سمت درب ولي عصر با شعار زنداني سياسي آزاد بايد گردد و دانشجو دانشجو اتحاد اتحاد برنامه اعتراضي خود را آغاز کردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 10:37  توسط معلم  | 

نظام هماهنگ!


بر گرفته از وب لاگ همكار گرامي مان اسرار ازل

نظام هماهنگ!

ز هوشياران عالم هر که را ديدم غمي دارد

 بزن بر طبل بيعاري که آن هم عالمي دارد

 نظام دو برره با لاخره لايحه خدمات کشوري(همان نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان دولت)را تصويب کرد و آن را مغاير با شرع مقدس تشخيص نداد.اين لايحه چند بار از مجلس به شوراي نگهبان و بلعکس? در سعي صفا و مروه بود حال اينکه در بين اين رد و بدل شدن چيزي از آن باقي ماند يا نه بنده نميدانم.اما در آخرين بار اعلام شد که مجلس با اصلاحاتي آن را به شوراي  نگهبان فرستاده است.حال اينکه در اين اصلاحات چه بندهايي حذف گرديده است باز هم بنده نميدانم.اما بعيد ميدانم از اين لايحه که تازه تصويب شده و معلوم نيست کي اجرا شود چيزي دست ما فرهنگيان را بگيرد را يا نه.من اميدوارم آنچه که امروز داريم را از ما نگيرند ما بقي پيشکش نظام!

اگر خاطر مبارکتان باشد اين لايحه براي ما فرهنگيان بسيار شوم و نا ميمون بود به خاطر اجراي اين نظام هماهنگ بود که ناگهان فرهنگيان نا هماهنگ!?  به جلوي مجلس رفتند و تحصن کردند .نمايندگان محترم مجلس به عنوان دلسوزي چند کيسه اسکناس را بالاي پشت بام مجلس بردند تا به عنوان صدقه بين حضار تقسيم شود.اسکناسها در هوا پراکنده شد و معلمان هم جمع ميکردند تا اينکه معلوم شد اين اسکناسها پول خودمان نيست بلکه دلار و يورو و پوند است براي همين هم مسئولين نظام ناگهان معلمان را به جاسوسي و ارتشا از بيگانگان متهم کردند.فرهنگيان بخت برگشته هر چه گفتند اين پولها مال نمايندگان مجلس است کسي باور نکرد لذا عده اي از انها از خدمت منفصل شدند ?عده اي زندان رفتند و عده اي تبعيد شدند

.به پايان آمد اين دفتر حکايت همچنان باقي است. اما شما خوانندگان محترم بنويسيد از داستان بالا کداميک از نتايج زير استنباط ميشود:

الف)پول هميشه نکبت مي آورد به خصوص براي معلمان

ب) علم از ثروت هميشه برتر است

ج)معلمي شغل انبيا ء است اما دلار مال مجلسيها است

د)اي شکم خيره به ناني بساز /تا نکني پشت به مجلس دراز

ه)گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله توست/آنچه البته به جايي نرسد فرياد است

و) قناعت توانگر کند مرد را

ز)در اين بود درويش شوريده رنگ/که شيري درامد شغالي به چنگ

ح)به کجا رود کبوتر که اسير باز باشد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 11:56  توسط معلم  |