سخني با معلمان و فر هنگيان فرهيخته اين سامان
در خبرها آمده بود كه آقاي احمدي نژاد
در دانشگاه كلمبيا, ايران را يكي آزادترين كشورهاي دنيا ناميد و خطاب به رئيس دانشگاه كلمبيا گفت كه با آنها رفتار دوستانه خواهد داشت و گفت كه در كشور ما اگر آزاد ي كم نظير است و از خوش رفتاري دولت عدالت گستر با منتقدان ياد كرد. و از آنها دعوت كرد كه به ايران بيانيد.اما خوب بود كه در همان جا علاوه بر آزادي دانشجويان از آزادي هاي معلمين هم يادي ميكردكه حق به حق دار برسد .
البته ما معلمين آرزو داريم در كشوري آباد و سربلند زندگي كنيم و عليرغم تما م بي عدالتيها و تبعيض هاي كه بر ما روا داشتند ما نيز ميخواهيم اين آزادي را تنفس كنيم ولي متاسفانه همين كه از ذهن به عين ميرويم و نگاهي به پيرامون ميكنيم چيزي جز مشكلات عديده اي كه مدتهاست خاك گرفته و فرياد رسي نيست را ديگر نمي يابي .
آري اين حرفها خيلي ايده آل و زيباست ولي درهمان حد حرف باقي ميماند و دريغ و صد دريغ كه به عمل در بيايد و نتيجه اي بدهد .
ما هم ميخواهيم در چار چوب قانون صحبت كنيم وعمل كنيم وعمل شود ولي كو گوش شنوا و زباني گويا حتي در چارجوب قانون ...در 13مهرامسال کانون صنفی معلمان ایران نیز درخواست تجمع معلمان کشور برای برگزاری روز جهانی معلم را مانند روزجهانی کارگر به مسئولان ارائه نمود ولی متاسفانه با سکوت آنهامواجه شد . علیرغم اینکه حدود یک ميلیون معلم بیشترین جمعیت کارکنان دولت را دارند و اصل 26 و 27قانون اساسی این حق را به آنان داده است ولی متاسفانه مسئولان نسبت به آن بی تفاوت هستند . 5 اكتبر سال 1994 که به عنوان روز جهانی معلم تصویب شد اين در حالي است كه حتي در تقويم سالانه كشو ر نيز نامي از آن برده نشده وخواسته هاي بحق هميشه بدون پاسخ مي ماند و درنهايت بايد انگشت به دهان ماند كه بالا خره به چه كسي بايد گفت ؟؟؟ كجا بايد رفت ؟؟؟ چه بايد كرد ؟؟؟ پاسخ نگرفتن تا به كي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از سوي ديگرمعلمان حق التدريسي كشورمان نيز از اين بي عدالتي و تبعيض به تنگ آمده اند.
زماني كه سازمان آموزش و پرورش به معلم نياز داشت استخدامشان كردند در حالي كه استخدام حق مسلمشان بود فقط
از بين 2
محمودفرشيدي وزير آموزش و پرورش در اين مورد اين معلمان چنين بياناتي ايراد كرده كه بد نيست از همين جا سپاسگذاري فراوان از اين ايشان داشته باشيم
چنانچه معلمان حق التدریسی در این آزمون قبول نشوند می توانند به تدریس ادامه دهند و در آزمون بعدی شرکت کنند. گفتنش بسيار ساده ميايد يك سال ديگر درس بدهند شايددر سال آينده پرنده اقبال بر دوششان بنشيند و بتوانند رسمي شوند.
و در ادامه فرشيدي در پاسخ به خبرنگاران در ارتباط با معلمان و خواسته هاي آنها گفته است كه به 90 درصد وعده هايش عمل كرده است.
ولي كسي نيست كه از ايشان سوال كند كه
آقاي فرشيد ي لطفا منظورتان را از اين كلام شفاتر عرض نماييد:
زير آنجه كه ما بعد از 25 اسفند سال 85 در روز ملي معلم تا كنون شاهد آن بوديم پاره اي از احكام نظيراخراج معلمان و انفصال از خدمت و باز داشت وزندان و ... بوده است حتي درروز 12 مهر يك روز قبل از روز جهاني معلم حكم۳سال تبعيدبه استان مازندران براي آقاي حميدرحمتي يكي ازعضاي موسس كانون صنفي معلمان شهرضامتولد۱۳۴۹دبير آموزش و پرورش داده شد حتما منظورفرشيدي از عمل كردن به وعده ها اعلام همين مجازات ها است.
پس ما به دولت مهر ورز ميگوييم فاصله حرف تا عمل را پايان ببخشيد فاصله را پركنيد و به حرفهاي خود مومن باشيد اگر حرف درست است اين گوي واين ميدان بايد ديد و باور كرد والا كه .... مانيز هم زبان وهم صدا با دانشجويان وبر همان سياق بايد خواهان الغاي احكام صادره عليه معلمان و توقف احضار هاي ساير معلمان باشيم .
انجمن سخن مشترك
رفتار شايسته چيست ؟؟؟؟؟؟
ما معلمان بسيار گله منديم شفا فتر عرض مينمايم ما از بي عدالتي ها فريادمان به آسمان بلند شده آيا گوشي شنوا وجود دارد ! بعد از بيانيه كه كانون صنفي معلمان در ارتباط با 12مهر داده بود با اعضاي انجمن مشترك آمادگي خودمان را از اين طرح اعلام كرده بوديم كه در همراهي با كانون ما نيز اين اعلام حمايت خود را از همكاران شريف كشورمان به عمل بياوريم از همين رو معلمين زيادي در اين زمينه صحبت كرديم
و از آنها خواستيم كه در اين برنامه شركت كنند
وفتي از مسا ئل و مشكلات معلمان پرسيديم آنه مثل اسپندي كه روي آتش ريخته شود و به اين طرف و آنطرف پرتاپ ميشدند
آنها ميگفتندمشكلات ما بسيارند و خواهانيم كه از مشكلات بگويم
ولي چه كنيم دستمان بسته است از اسفند سال 85
به دنبال اعتراضات كه در مقابل مجلس داشتيم خواهان آ ن شديم كه لايحه مديريت خدمات دولتي يعني
همان نظام پردا خت هماهنگ به اجرا درآيد كه البته به دنبال ان احكامي نظير اخراج و انفصال از خدمت و بازنشستگي و زندان نصيبمان شد البته اين هم از بركات دولت مهر ورزپرور و عدالت گستر ا ست كه بر جامعه معلمان باريدن گرفته و از بركات است نبايد ناديده گرفت چون مورد غضب و خشم صاحب منصبان قرار خواهيم گرفت با تلاش بسيار كوشيديم تا افزايشي در نرخ پايه حقوفمان ايجاد گردد كه البته اين با تلاشي پيگير وخسته گي ناپذير معلمان شكل گرفت و لي بلا فاصله با افزايش درصدي نرخ بنزين نه تنها
حالت قبل بر نگشت بلكه بدتر از قبل گشت
اين افزايش نرخ بنزين روي همه چيز آثار تخريب كننده خود را گذاشت
قميت همه اجناس به يكباره بالا رفت حالا معلم بيچاره با اين و ضعيت چه بايد بكند ؟ آيا كسي ميداند كه بر ما چه ميگذرد ؟
ايا كسي ميداند كه با اين وضعيت نابسا ما ن جامعه كمرمان زير باروضعيت بد اقتصادي جامعه خم گشته
زخم مان كهنه است چه بايد بگويم ما معلميم و شرافت و انسانيت را از معلمان خود آموخته ايم واكنون ما آن را به نسل جديد انتقال ميدهيم ما به آنها ميآموزيم كه : اي شكم خير ه به ناني بساز تا نكني پشت به خدمت دوتا شرافتمند باشند, حتي اگر سر گرسنه بر زمين ميگذارند. انسان باشند, حتي زمانيكه لحظه اي آرام وقرار ندارند كه چگونه بايد از عهده و خرج ومخارج اجاره خانه و هزار قرض و بدهكاري بر نمي آيند.
اميدوار باشند حتي اگر كور سوي در درآن دورها اميد به نو شد ن را مژده ميدهد.
وصد البته كه ما به شاگرادانمان خواهيم آموخت كه كه در برابر بي عدالتي سكوت رضا نيست و در برابرحق كشي دم فرو بستن خطااست. و بايد گام ديگر برداشت چندي است
آب خوش از گلويمان پايين نمي رود ولي باز هم يك پار چه شور و اميديم و با اميد به روزهاي سبز همه ناملايمات را به جان ميخريم. محض رضاي خدا دست برداريد
اين كمتر ين خواست ما است جلسه اي براي نشستن باسايرهمكارانتشكيل دهيم و در مورد مسائل و مشكلات صنفي و تربيتي و آموزشي صحبت كنيم و اين كه چرا به خواسته هاي به حق مان نمي رسيم درحاليكه برطبق
اصل 27 قانون اساسی « تشکیل اجتماعات و راهپیماییها را بدون حمل سلاح به شرط آن که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد میشمارد.
آزادي حق مسلم ما است
فصد بي احترامي به مديران مدارس را نداريم حتما اكثريت مديران شريف و لايقي دراين منصب هستند ولي براي تشكيل همين شوراي هماهنگي در مدارس در دونوبت بعضي ازآقايان مدير براي راه اندازي اين جلسه سنگ اندازي كردند و گفتند كه مديران مدارس تابع بخشنامه ها هستند در حاليكه كدام بخش نامه تا به حال مسائل و مشكلات ما را حل كرده كه اين باربار دومش با شد
حالا سوالمان از كساني كه سنگ در آسياب مياندازند و مانع رسيدن ما به خواسته هايمان ميشوند ميپرسيم
ما معلميم ميخواهيم جلسه كوتاه تشكيل دهيم و بر خواستهاي صنفي خودمان تا كيد كنيم اين حق نميتواند از سوي مديريت مدارس و يا هركس ديگر از ما سلب گردد اين حق قانوني ما است عملي خلاف قانون نيست. چرا مانع ميشويد و چرا مدرسه را مكان مقدس و مامن امني براي ما معرفي مي كنيد و از طرف ديگر امكان كوچكترين فعاليت را از ما ميگيريد.ممكن است آموزش و پرورش هيچگاه اين ابلاغيه را تصويب نكند ولي ما به عنوان معلمان اين جامعه بايد دست روي دست بگذاريم و وشاهد بيعدالتيهاو تبعيض باشيم, در حاليكه
طاقتمان طاق شده, كارد به استخوانمان رسيده
سوال ازخودمان اين است بر ما شايسته است كه چگونه رفتار كنيم ؟ سررسيد گامي نو چه زماني ست ؟؟؟
یکشنبه 15 مهر1386
معلمي ديگر در راه زندان
هوشنگ پوربابايي وكيل ۴تن از معلمان فعال صنفي
محكوميت يكي ديگرازاعضاي هيات مديره ي كانون صنفي معلمان ايران
شعبه ي 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران،آقاي حميد پوروثوق يكي ديگرازاعضاي هيات مديره ي كانون صنفي معلمان تهران رابه اتهام اجتماع وتباني به قصدبرهم زدن امنيت ملي كشور مستند به ماده ي 610قانون مجازات اسلامي به تحمل 4سال حبس محكوم نمود.
همين دادگاه به استناد بند(ب)ماده ي 25 قانون مجازات اسلامي با توجه به وضعيت اجتماعي نامبرده اين مدت حبس را براي 4سال به تعليق درآورد.
آقاي پوربابايي كه به همراه آقاي پرويز جهانگيرراد وكالت 4نفراز معلمان فعال صنفي را بطور افتخاري و رايگان برعهده دارند ،يادآورشد:
" در فرجه ي قانوني تجديد نظر خواهي خودرابه راي صادره اعلام خواهيم نمود و اميدواريم حكم برائت ايشان توسط دادگاه تجديدنظر استان صادر شود."
يادآور مي شود تاكنون احكام سه تن ديگر ازمعلمان تهران توسط دادگاه انقلاب به شرح زيرصادر شده است.
آقايان علي صفرمنتجبي 4سال زندان و محمد تقي فلاحي 3 سال، هردو به وكالت خانمها منيژه محمدي و فاطمه پورفاضل
آقاي عليرضا اكبري 2سال زندان به وكالت آقايان پرويز جهانگيرراد و هوشنگ پوربابايي
آقاي عليرضا هاشمي ۴ سال زندان
حمايت از زنگ همبستگي كانون صنفي معلمان
مدتها است كه شعار همبستگي و اتحاد را دربين معلمان فرياد ميكنيم ما معلمان در اين دوران زخم هاي بسيار خورد ه ايم از اخراج و تبعيد به شهرهاي دور افتاده و تا انفصال از خدمت و استخدام نكردن بي آزمون و ...
صدايمان نه تنها خاموش نميگرددبلكه در امتداد راهي است كه از سالها پيش آغاز شده و ادامه دارد ودرهمين مسير با شركت در جلسات شوراي هماهنگ معلمان مدارس در سراسر كشور شركت كرده و با امضاء طومار ها وارسال آن به مجلس شوراي اسلامي , برخواست خودمبنی براجرای لایحه مدیریت خدمات کشوری و رفع مشکل فعالان صنفی تأکید مي نما ئيم .
از اين پس نميتوان و از ما شايسته نيست كه گوشه عزلت گزيده باز هم منتظر بمانيم بله بايد هر روز و هر كلاس و هر مدرسه را با فرياد خواسته هاي به حق مان پر كنيم
انجمن سخن مشترك
|
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران
۴/مهرماه/۱۳۸۶ |
امروز آغاز بازگشايي مدارس در سال جديد است، قيمتها در بازارها بشدت افزايش يافته، و اغلب مردم نتوانسته اند حداقلهاي نياز آموزشي فرزندان خود را تامين كنند ، بار ديگر نگراني ها در تامين مايحتاج روزمره برزندگي اقشار کم درآمد مردم سايه افکنده است
بسياري از خانواده ها در کنار افزايش قيمت ساير اقلام به فکر تامين لوازم التحرير فرزندانشان هستند و همانند سال هاي گذشته نسبت به تفاوت قيمت ها در مراکز فروش مختلف نگرانند و وقتي راهي بازار مي شوند، نمي توانند نگاه هاي حسرت بار فرزندان خود به لوازم رنگارنگ و گران راتحمل كنند و به همين جهت تن به خواسته هاي فرزند خود مي دهند، اما اين تن دادن به خواسته فرزند به چه بهايي ممكن است براي يك پدر بيكار كه حتي بيكاري خود را از فرزندش پنهان ميكند و براي يك مادر سرپرست خانوار كه آه در بساط ندارد، به چه بهايي تمام ميشود.
نگاهي به آمار افزايش يابنده بيكاري، اخراج، معتادين، زنان خياباني، كودكان خياباني، خودكشي و خودسوزي و قتل كودكان!! و ديگر معضلات گريبانگير مردم ايران و نگاهي به آمار كاهش تعداد دانش آموزان، به خوبي گواه اين مدعاست كه مردمي كه در زير خط فقر زندگي ميكنند، توان مقابله با زندگي را ندارند و به ناچار به راهي كه براي آنان مرگ را پيشبيني ميكند روي ميآورند و در يك روزمرگي بيهوده تنها سعي ميكنند! چند روز ديگر را سركنند تا كي مهلت سر آيد و در يك واكنش عصبي يا كودك بي پناه را نيست و نابود كنند و يا بر گردن خود طناب دار را بياويزند و يا با يك كبريت خود را مشتعل سازند و همه چيز تمام شود!
شايد رسيدن عيد و سال نو تحصيلي براي خيلي از مردم در تمام دنيا نشانه اي از نوشدنهايي داشته باشد اما براي مردم ايران نه تنها نو شدن و شادي در كار نيست بلكه در پوسته بدبختي و فقر اين قبيل روزهاي خاص بر بيچارگي مردم نيز ميافزايد. و بار غمي ميشود بر غمهاي كهنه!
پاي صحبت هر كس مينشيني با نگراني ميگويد،همه چيز گران شده است، از همان روزي كه بنزين جيره بندي شد همه از همين ميترسيدند و همين هم شد چون مشخص بود كه گراني بنزين روي همه چيز اثر ميگذارد، وقتي نان و ماست و سيب زميني و ميوه و گوشت گران شد ديگر كسي انتظار ندارد كه لوازم التحرير و .. نيز گران نشده باشد، ميگويند شهريه گرفتن براي نامنويسي غير قانوني است اما به دليل همين گراني بنزين قيمت رفت و آمد و خرج سرويس دهي كودكان را به حدي بالا ميبرند كه كسي توان پرداخت را ندارد و مگر ميشود كه كودكان را تنها در خيابان ول كرد، با يك جامعه ناامن و..
معلمين باز بر سر كلاسهاي درس حاضر ميشوند و به آموزش دانش آموزان ميپردازند و با ذهني كه مشغول در آوردن نان شب است، معلم قدرت خريد ندارد، معلم نميتواند با همين حقوق آموزش و پرورش خرج خانه را در بياورد او هنوز با وجود اينكه سني از او گذشته است بايد اجاره خانه بدهد بايد آمادگي شغل دوم و سوم را داشته باشد وگرنه هشتش گرو نهش است، بايد مواظب باشد دانش آموزانش متوجه نشوند كه او دستفروشي هم ميكند، قبلا خودش را از ديد دانش آموزانش وقتي رانندگي ميكرد پنهان ميكرد اما آن شغل باز آبرومندانه تر بود، حالا چكار كند؟؟؟
دانش آموز ميداند پدرش بيكار است، ميداند كه پدرش نميخواهد او بداند كه بيكار است و او هم سعي ميكند پدر راحت باشد اما او هم نگران پدر است و از اينكه گاهي ميبيند پدر توي خودش است ميترسد چون خيلي چيزها را شنيده است ميترسد او هم روزي خوانده شود كه پدرش در بيمارستان است و بعد متوجه شود كه پدر او هم خود را كشت مثل پدر خيلي هاي ديگر!! او تصميم ميگيرد كه ترك تحصيل كند تا كاهشي بر هزينه هاي پدر باشد!
اما! با همه اين احوال سال نو تحصيلي بايد براي دانشجويان، دانش آموزان و معلمان پيام ديگري نيز داشته باشد و آنهم اينكه به دليل انفصال سه ماه تابستان خيلي مسائل اتفاق افتاد كه ميتوانست با در كنار هم بودن آنان اتفاق نيفتد، خيلي از احكام تبعيد و بازنشسته كردن معلمين، خيلي از احكام تعليق ترم و اخراج و بازداشت دانشجويان و خيلي از اتفاقات ديگر همين سه ماه اتفاق افتاد، حالا از اين در كنار هم بودن و از اين شروع در كنار هم بودن بايد استفاده كافي را ببريم و از داشتن همديگر براي برآورده كردن خواسته هاي خود كمك بگيريم، و بدانيم كه حاصل جمع معلم ، دانش آموز، دانشجو = بي نهايت توانستن ميشود!



