تبليغاتX
سخن مشترک

سخن مشترک

تا حق خود نگیریم - از پا نمینشینیم

                  

                  گزارش دوم از روز اول پنجمین کنگره آموزش بین الملل در برلین

 

در شب 31/4/1386 تعدادی از کشورها به نمایندگی از قاره ها ملاقاتی با هئیت مدیره، دبیر کل، رئیس و سایر اعضای رهبری آموزش بین الملل داشتند. در این دیدار ابتدا دبیر کل گزارش کوتاهی از جلسه کنگره پنجم را ارائه کردند. سپس در سخنان خود نکاتی را ذکر کردند:

 

قرار است در کنگره پنجم روی کیفیت اموزش و مهارت آموزشی معلمان بحث شود

تعدادی از معلمان کشورها از امنیت شغلی برخوردار نیستند که برای آموزش بین الملل ؛ ایی آی نگران کننده است.

مسئله حقوق و دستمزد معلمان

و تغییرات در اساسنامه

 

اعضای هئیت مدیره اکثر معلمان باسابقه ای هستند که سالهای متمادی را در اتحادیه کشورهای خود فعالیت کردند و هر کدام تجربه آموزشی حدود 30 تا 40 سال دارند.

 

 با یکی از اعضای هئیت مدیره سابق ایی آی خانمی از کانادا هستند ایشان می گفتند که حدود 50 سال است که برای احقاق حقوق معلمان تلاش می کنند و با عشق و علاقه خاصی مسائل آموزش بین الملل را پیگیری میکنند.

 

 دیدار دوستان قدیم که در کنگره های گذشته و یا در جلسات ایی آی با هم ملاقات داشتند بسیار جذاب و دیدنی بود. ایران در 4 کنگره قبلی آموزش بین الملل شرکت نداشته است. دلیل آن را از برخی از مسئولان پرسیدم عنوان کردند که ایران تاکنون تشکل مستقل و غیر دولتی معلمان نداشته است.

 

 اموزش بین الملل تشکل های صنفی را با عملکرد و تمام اخبار و جزئیات آن مورد مطالعه قرار می دهد که آیا آنها مستقل هستند یا خیر.

 

دیدار انسانهای فداکاری که برای ارتقاء آموزش و وضعیت منزلتی و معیشتی و امنیت شغلی معلمان تلاش می کنند به انسان انرژی تازه ای می دهد. دیداری با یکی از اعضای هئیت مدیره داشتم. از ایشان پرسیدم که شکایات و مشکلاتی که معلمان برای آموزش بین الملل می فرستند چیست؟

 

ایشان موارد همچون حقوق و دستمزد، منزلت، فضای کلاس، بهداشت مدارس ، امنیت شغلی و سایر موارد را ذکر کردند.

 

 وقتی به سخنان عضو هئیت مدیره آموزش بین الملل و نقطه نظرات آنها را نگاه می کنم شباهت به اساسنامه کانون صنفی معلمان دارد که همانا دفاع از حقوق معلمان در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، و رفع تبعیض را از مسئولان می خواهند.

 

 چرا برخی از مسئولان از تعامل و گفتگو با نهادهای آموزشی بین الملل اکراه و ابا دارند. اگر تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در این گونه جلسات شرکت نکنند نمی توانند تاثیر گذار باشند.

 

چرا حدود 170 کشور عضو در کنگره شرکت کنند ولی نماینده معلمان ایران را با تهدید مانع از حضور به کنگره شوند؟

 

 دبیر کل آموزش بین الملل از من سوال کرد:  

 

 از شما اجازه می گیرم تا جه حد می خواهید برای خواسته های معلمان ایران پیش بروید چون ما نگران سلامتی و آینده شما در ایران هستیم.

 

در پاسخ گفتم:   اگر بتوانم تلاش و فعالیت کنم تا مشکلات معیشتی و امنیتی همکاران را حل کنم دستاورد مناسبی را برای همکاران به ایران برده ام.

 

ایشان گفتند:   ما تلاش می کنیم راه حل منطقی برای معلمان زندانی، تبعیدی و انفصال جستجو کنیم.   دبیر کل آموزش بین الملل نگران بنده در هنگام  بازگشت از آلمان بود ،  چون منصور اسانلو رئیس هئیت مدیره سندیکای شرکت واحد را مثال زدند که با ایشان در نشست شورای عمومی ای تی یو سی در بروکسل دیدار کرده بودند ولی در بازگشت به ایران دستگیر شدند.

 

 ایشان گفتند: " نمی خواهم سرنوشت شما مانند اسانلو بشود."

 

 در محیطی صمیمی و با نشاط که از روحیه معلمان سرچشمه می گیرد جلسه پایان یافت. پیش خودم فکر کردم که آیا امکان پذیر است که یکی از سالها کشور ما ایران میزبان کنگره ایی آی باشد تا مسئولان از نزدیک با اعضای هئیت مدیره و نمایندگان اتحادیه ها ملاقات کنند و آن ابهاماتی که در مورد این گونه مجامع دارند برطرف شوند.

 

 

چرا هر سازمان بین المللی و آموزشی که از وضعیت آموزش در ایران انتقاد می کند و خواستار بهبود وضع معیشتی معلمان در چارچوب تعهدات بین المللی دولتها در سازمان جهانی کار (آی ال او) هستند ادعا می کنند هدایت شده از طرف دشمنان ایران هستند؟

 

 

محمد خاکساری

برلین

 

 

                                           

                                           ************************** 

 

                                        گزارش سفر محمد خاکساری (1)

 

همکاران گرامی

 

با حمایت و اراده معلمان و اموزش بین الملل (ایی آی) به کنگره پنجم ایی آی رسیدم. گرچه تاخیر یک روزه در دوسلدورف داشتم به علت اینکه هواپیمای ماهان با تاخیر حرکت کرد.

زمان رسیدن و پرواز برلین هماهنگ نبود. یکی از خصوصیات مردم آلمان که با آن جامعه پذیر شده اند نظم ، دقت  و برنامه ریزی است که متاسفانه به علت مدیریتهای ناکارآمد در ایران کمرنگ است.

 

روز 29 تیرماه معادل 20 ژوئیه ساعت 4 و 30 دقیقه به وقت محلی به فرودگاه برلین رسیدم و مورد استقبال گرم همکاران ایی آی قرار گرفتم که چقدر نسبت به آموزش احترام قائلند ولی متاسفانه برخی مسئولان ایران تبادل فرهنگی و انتقال فرهنگی را توطئه قلمداد می کنند.

 

 چگونه کنگره ای با حضور 170 کشور دنیا می تواند هدایت شده باشد؟

 

 در اینجا نظمر و برنامه ریزی توام با احترام را از تمام کارکنان و مسئولان ایی ای مشاهده می کنید. نه تنها با بنده بلکه با تمام کسانی که در این کنگره دعوت شده اند همین ارتباط برقرار است. 

 

حدود چهار ساعت را با یکی از مترجم ها و همکاران ایی آی برای همآهنگی  و برنامه ریزی کنگره  جلسه داشتم. قرار است جلساتی را با برخی از مسئولان اموزش بین الملل داشته باشیم. تا ضمن تشکر همه جانبه از حمایتهای بین المللی از معلمان ایران آنها را در جریان فعالیتهای معلمان ایران برای رفع تبعیض بگذارم.

 

برنامه های کنگره پنجم از 22 تا 26 ژوئیه که مصادف با 31 تیرماه تا 4 مرداد ماه است همه از پیش تنظیم شده است و پر است اما با پیگیری های ایی آی دو برنامه سخنرانی برای من بعنوان نماینده معلمان ایران گذاشته شد.

 

 یکی از این سخنرانی ها در جلسه عمومی با حضور همه شرکت کنندگان از تمام کشورهای دنیا حدود 1600 معلم برای مدت 10 دقیقه انجام می شود تا من در ان پیام معلمان ایران را به گوش همکاران و مسئولان عالیرتبه ایی آی، آی ال او

 (سازمان بین المللی کار)، آی تی یو سی (کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری)، ای تی اف (فدراسیون بین المللی کارگران حمل ونقل) و سایر فدراسیونهای بین المللی تخصصی و کنفدراسیونهای کشوری برسانم.

 

 

تاکنون من از تجارب تشکیلاتی، از روشهای فعالیتهای اعضای اتحادیه های کارگری از جمله ایی آی در  کشورها با دولتهای خودشان مطلع شدم. وهمچنین برای مشکل معلمان ایران که از رفع تبعیض و فضای امنیتی حاکم بر آموزش و پرورش رنج می برند در جستجوی راه حل هستم.

 

 ما کشوری هستیم با منابع اقتصادی و انسانی فراوان که قدرت آن را داریم که حداقل در سطح خاورمیانه حرف اول را بزنیم اما متاسفانه با مدیریت های ناکارامد در آموزش و سایر بخشهای اجتماعی و اقتصادی با اتلاف سرمایه و منابع مواجه هستند. کنگره پنجم آموزش بین الملل در هتل استرل برلین برگزار می شود.

 

 آموزش بین الملل از مجموعه های آی ال او (سازمان بین المللی کار) به دبیر کلی آقای سوماویاست. آی ال او یکی از آژانسهای سازمان ملل است که وظایف آن بعنوان سازمان سه جانبه گرایی در روابط و حقوق کار  برای اعضای سازمان ملل از جمله ایران تعریف شده است. متاسفانه در ایران مفهوم واژه کارگر درست تعریف نشده است. مفهوم آن را معادل کارگران صنعتی و خدماتی تلقی می کنند.

 

 در صورتی که از نظر آی ال او کارگر به هر کسی گفته می شود که در یک رابطه قرارداد کاری با کارفرما وارد می شود. بنا براین مجموعه معلمان، پرستاران، خبرنگاران، کارمندان دولتی، روزنامه نگاران و... که همگی حقوق بگیر هستند در این مجموعه کارگر قلمداد می شوند. و از کلیه حقوق مربوط به روابط در کار برخوردار باید باشند. و دولتهای عضو را مقید می کند که حقوق بنیادین کار ملحوظ در پیمانهای ای ال او را رعایت کنند از جمله این حقوق بنیادین کار در  پیمان 87 و 98 امده است  که دربرگیرنده حق کارگران در آزادی تجمع، تشکل و سازماندهی و مذاکرات برای عقد قراردادهای جمعی است.  

 

 

در کشورهایی که حقوق اتحادیه ها وانجمنهای صنفی کارگران را محترم می شمارند اتحادیه ابتدا با کلیه اعضا مسائل دستمزد، شرایط محیط کار و استانداردهای آن را بررسی کرده و آن را به تصویب اتحادیه می رساند. و موارد تصویب شده از طرف اتحادیه مورد مذاکره با کارفرما قرار می گیرد.

 

 به همین علت موارد نقض حقوق کار در سه نامه که اموزش بین الملل

 در حمایت از معلمان ایران به رئیس جمهور ایران نوشت

(18 اسفند ماه 1385، 25 اسفند ماه 1385، 11 اردیبهشت ماه 1386) و همچنین

 آی تی یو سی و سایر اتحادیه های کارگری وابسته به این کنفدراسیون به دولت ایران نوشتند این حقوق را به دولت ایران یادآور شده و از او خواستند که بعنوان عضو قدیمی سازمان بین المللی کار (آِی ال او) حقوق کارگران و معلمان را در ایران رعایت کند.

 

 که یکی از این نامه های ایی آی به رئیس جمهور  مورخ 18 اسفندماه 1386 در شماره 42 هفته نامه قلم معلم چاپ شد که در آن به دولت ایران توصیه هایی در رابطه با انجمن های صنفی معلمان داشته که در یکی از بند های آن از دولت ایران خواسته است که "در آینده حق سازمانهای کارگری را در ادامه فعالیتهایشان، در برگزاری جلسات، و اعتراضات عمومی مرتبط با شرایط کار و سیاست اقتصادی و اجتماعی مورد احترام قرار گیرد".

 

 در اینجا منظور از سازمانهای کارگری همان در واقع انجمن صنفی معلمان و سایر سازمانهای صنفی است.

 

 

  محمد خاکساری - برلین -  ۲۰  جولای  ۲۰۰۷ 

 

*****************************

 

حکم آقای سید مجتبی ابطحی :

 آقای ابطحی رییس کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر به

  باز نشستگی پیش از موعد محکوم شده است.

برداشت از ياردبستاني (وبلاگ كانون معلمان خميني شهر)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 22:11  توسط معلم  | 

 

همكاران گرامي سلام

    آقاي واگنر نماينده ي كنسول كشور آلمان براي احترام به مقام معلم و به اين خاطر كه نماينده ي معلمان ايران(محمد خاكساري) از اين پس چند روزي مهمان ملت و دولت آلمان است. براي بدرقه ي ايشان چند ساعت پيش از پرواز در فرودگاه خمینی روبروي ماهان اير حضور خواهد يافت.تشريف فرمايي همكاران فرهنگي در اين بدرقه پايداري و همبستگي معلمان را در پي خواهد داشت.

 

*****************************

                                                               مسافر برلین  

                             گفتگو با محمد خاكساري                      رسول بداقي

 

    آقاي محمد خاكساري مديرمسئول هفته نامه ي  توقيف شده ي قلم معلم روزپنج شنبه 19جولاي برابربا28تيرماه 1386درساعت 30/14به هنگام تهران براي شركت درپنجمين كنگره ي بين المللي آموزش جهاني( E.I) كه دربرلين برگزارمي شود،ازفرودگاه اماخميني”ره" راهي كشورآلمان خواهدشد.آقاي خاكساري كه ازطرف كانون صنفي معلمان ايران براي شركت دراين كنگره برگزيده شده است.بايستي به مدت يك هفته مهمان اتحاديه ي آموزش جهاني باشد.

   بازرس كانون صنفي معلمان ايران باپرواز5060نخست وارد شهر تسردف آلمان شده و سپس راهي برلين مي شود،تا به نمايندگي ازيك ميليون معلم ايراني سخن گفته و براي بهبود آموزش و پرورش كشور عزيزمان ايران ،به هم انديشي با1600نماينده از 170كشور جهان بپردازد.

     خاكساري انتظارش اين است كه همكاران فرهنگي درفرودگاه چه به هنگام رفتن و چه به هنگام برگشتن اوراتنها نگذارند. اين معلم بازنشسته كه سالهاي بسياري ازعمر عزيزخودرا صرف آموزش و پرورش جوانان اين مرزوبوم كرده است،هنوز ازپاي ننشسته واميدواراست كه همه ي توانش را به كار گيرد تا مسئولين كشور رامتوجه اهميت آموزش و پرورش در توسعه ي كشور بنمايد،بازرس كانون صنفي معلمان ايران  دراين راه مانند ساير اعضاي تشكل هاي صنفي معلمان تاكنون هزينه هاي بسياري  پرداخته است.

محمد خاكساري در پاسخ به اين پرسش كه شما به دعوت چه سازماني راهي اين سفر هستيد؟ مي گويد:از طرف اتحاديه ي  آموزش بين الملل( E.I ) كه زيرمجموعه ي سازمان جهاني كار (A.L.O)و ايران نيز عضويت آنرا پذيرفته است ،دعوت نامه اي براي كانون صنفي معلمان ايران فرستاده شد.و درخواست شد كه نماينده اي از كانون براي شركت درپنجمين كنكره ي اين اتحاديه شركت كند،كه اينجانب براي اين كار برگزيده شدم.

      بازرس كانون صنفي معلمان ايران كه خود در چند دوره ي گذشته عضو هيات مديره ي كانون بوده است.هدف كانون صنفي معلمان ايران از فرستادن نماينده اي در اين كنگره رااينگونه بيان مي كند:

" اين كنگره مكان علمي مناسبي براي تبادل تجربيات آموزشي- صنفي مي باشد.دراين كنگره مي توانيم با وضعيت معيشتي و منزلتي معلمان ساير كشورهاي جهان آشنا شويم.كاركرد N.G.Oهاي سايركشورهاي جهان راشناخته وازچگونگي ارتباط اين تشكل هابادولت هايشان آگاه شويم.

     باساختارآموزشي آنهاآشنا شده وبه نقاط ضعف و قوت آموزشي خودمان پي برده ودرراستاي بر طرف كردن ضعف ها وافزايش نقاط قوت خودكوشش كنيم.به ياري خدا دربرگشت گزارش مفصلي براي استفاده از دستاوردهاي اين سفر ارائه خواهدشد.

     خاكساري درادامه سخنان خود مي افزايد: درجهان امروزارتباط حرف اول را مي زند،مادريك جزيره ي دور افتاده زندگي نمي كنيم،كه از همه چيز بي خبرباشيم.دانش يعني خبروآگاهي ؛خبروآگاهي هم با ارتباط بدست مي آيد.

    مدير مسئول هفته نامه ي قلم معلم مي گويد: زير بناي توسعه ي اقتصادي و اجتماعي نيروي انساني است.و بنياد اوليه ي نيروي انساني هم آموزش و پرورش است.اگر اين نهاد سامان پيدا كند،سايرنهادها توسعه خواهند يافت.

خاكساري در باره ي پيام معلمان ايران به سازمان آموزش جهاني گفت: پيام ما دوستي،برابري آموزشي وعدالت اجتماعي است.شعاراين دوره ازكنگره " آموزش و پرورش ميعادگاهي براي برابري آموزشي وعدالت اجتماعي " است.اميدوارم اين وظيفه ي بزرگ را به خوبي انجام دهم وبتوانم پيام رسان خوبي براي معلمان ايران باشم.

     محمد خاكساري درپاسخ به اين پرسش كه آيا اين اتحاديه هدايت شده و وابسته به برخي ابرقدرتها  است،ياخير؟ گفت: ماهيچ سندومدركي دردست نداريم كه نشان ازوابستگي اين اتحاديه باشد.از ديدگاه قانوني هم طبق گفته ي برخي وكلاي دادگستري شركت در اين كنگره هيچ منع قانوني ندارد. وانگهي ايران خود عضو رسمي و قانوني اين اتحاديه مي باشد.وسالهاست كه به اين اتحاديه پيوسته است.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 15:55  توسط معلم  | 

 

همكاران گرامي

به دنبال اعتراضات مسالمت آميز قانوني،مدني و حق طلبانه ي فرهنگيان كشور؛به منظور تصويب و اجراي لايحه ي مديريت خدمات كشور(نظام هماهنگ پرداخت حقوق كاركنان دولت)، مسئولان كشور به جاي رسيدگي منطقي در راستاي احقاق حقوق از دست رفته ي آنان از سخت ترين وبدترين روشهاي ممكن استفاده نمودند. تا آنجا كه برخي از مسئولان بلند پايه ي آموزش و پرورش از جمله شخص وزير وبرخي از معاونين وي با صدور احكام سنگيني مانند اخراج،تبعيد،انفصال وديگر شيوه هاي غيرقانوني فرهنگيان فعال صنفي و خانواده هاي آنان را زير فشار قراردادند.تا به خيال خود تلاش فرهنگيان را براي دستيابي به حقوق طبيعي خودرا بي اثر كنند . غافل از اينكه آنچه رهبريت اين جنبش را بردوش دارد،كلمه ي جاودانه ي حق وحقيقت مي باشد،وتاحق زنده است،اين تلاش هاهم ادامه خواهد داشت.

براين اساس با تاكيد دوباره بر رفع تبعيض و احقاق حقوق از دست رفته ي خود بر تصويب و اجراي  لايحه ي مذكور صحه گذاشته و بنا بر در خواست بسياري از همكاران براي كمك به همكاراني كه دراين راه هزينه هاي گزافي پرداخت نموده اند . شماره ي حساب زير به آگاهي همگان ميرسد.

۷۰۴۵۸۴ نزد بانك ملي شعبه ي ارشاد كد ۳۳۹

******************************

حکم تبعید حمید رحمتی معلم شهرضایی به استان مازندران !

متن حکم (کلیک کنید)

 

http://i11.tinypic.com/61kkjv8.jpg

********************************

به حكم هيات بدوي سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان آقاي حميد مجيري  از آموزش و پرورش اخراج و آقاي عبدالرسول عمادي براي مدت سه سال به اراك تبعيد شد.

 

http://i13.tinypic.com/6fryjx3.jpg

http://i17.tinypic.com/4q8ybrt.jpg

http://i15.tinypic.com/5376nx3.jpg

http://i19.tinypic.com/4thq9a9.jpg

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 10:35  توسط معلم  | 

 

 

زير خط فقر خط شكن فرياد است

 زير خط شوم فقر            پير شد قلب جوونم

        شرم بي نان خانه رفتن            خورد كرده استخوانم

                                      زير خط شوم فقر                        سينه اي پركينه داريم

        نان آوردن, زجه مرگ                          رنج و محنت كسب و كارم

زير خط فقر خط شكن فرياد است

خشم من آغاز

مرگ اين بيداد است

زير خط فقر خط شكن فرياد است

شام استثمار را

خانمان برباد است

بر لبم اينجا بجز    لعنت و دشنام نيست

زهر مينوشم گرسنه                     لقمه اي در خانه نيست

زير خط سرخ فقر              چشم من شد كاسه خون

مشت ميكوبم به ديوار      نعره برميدارم اكنون

زير خط فقر خط شكن فرياد است

خشم من آغاز مرگ اين بيداد است

زير خط فقر خط شكن فرياد است

شام استثمار را خانمان برباد است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 22:48  توسط معلم  | 

چند وقت پيش رئيس مجلس كشور, آقاي حداد عادل براي عوام فريبي و بازي در يك فيلم  تلويزيوني با مترو به محل كارش رفت تا با اين كار وضيعت بحراني بنزين را مثل هميشه واژگونه جلوه بده و راه حل را هم دوباره به گردن خود ما بندازه. بگذريم از اينكه روابط عمومي مجلس اين موضوع را به خبرنگاران اطلاع داده بود تا همگي اونجا جمع بشن و از اين صحنه  تردد حداد عادل با مترو فيلم بگيرند. اما از اونجائيكه اينجور نمايش ها را ديگر خريداري نيست در يكي از ايستگاه هاي مترو اتفاقي افتاد كه ايشون  رو حسابي غافلگير كرد.

داستان از اين قرار بود كه پيرمردي لنگه كفش پاره خودش را به نشونه فقر بالا گرفت و به آقاي عادل نشون داد .حداد عادل هم كه حسابي قافيه رو باخته بود براي اينكه خودش را از تك و تا نندازه  برگشت گفت كه از بدشانسي ماست كه اينطور شده اما با چسب درست ميشه.

حاضرجوابي حداد عادل در مقابل پيرمرد تهراني كه در كشوري زندگي ميكنه كه صاحب دومين زخيره نفت جهان است نشان از چه دارد؟

حداد عادل به اون پيرمرد تهراني نميگه صد و بيست ميليارد دلار حاصل از فروش نفت در سال گذشته كجا رفت؟

اما راه حل كفش پاره اون رو خوب ميدونه.

 آقاي حداد عادل بايد بدونن كه پاره گي كفش شهروند فقير و ويران شدن استعداد هاي انساني به دليل فقر با هيچ چسبي درست نخواهد شد.

راه حل خانواده هاي كارگران و مزدبگيراني كه ماه ها ست حقوقي دريافت نكرده اند و انتظار شكم هاي خالي كودكان آنها براي لقمه نون هم سياست ”چسب بازي” نيست.

اقتصاد فروپاشيده و صنعت بحران زده كشور در برابر واردات بنجل خارجي به وسيله آقازاده ها و وابستگان دولت كه اتفاق افتاده هم با هيچ چسبي درست نميشه.

اگر كه فكر ميكنيد كه اين گونه نمايش هاي مسخره را ميشه به خورد مردم بيچاره ما داد  اما كشور قوطه ور در فقر و از هم پاشيده  را با هيچ چسبي نميتوان درست كرد.

راه حل كفش هاي پاره آن پيرمرد  هم چسب نيست.

راه حلش كوتاه كردن دست كساني است كه دست در به تاراج دادن ثروت ملي اين مردم دارن. همون ثروت هايي كه با استفاده درست از اونها ميشه همه ايراني ها رو صاحب زندگي شرافتمندانه و انساني كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 10:49  توسط معلم  | 

محمدرضا رضايي و رسول بداقي دوتن ديگرازاعضاي هيات مديره ي كانون صنفي معلمان ايران حكم سه ماه انفصال از خدمت دريافت كردند. اين احكام به دسنور وزير آموزش و پرورش و به امضاي رئيس سازمان آموزش و پرورش رسيده است.

از اسفند۸۵تاكنون براي نزديك به ۴۰ نفرازفعالين صنفي در ايران ازاين احكام دريافت كرده اند.

محمود بهشتي،علي اكبر باغاني،سيد محمود باقري،حميد پوروثوق ومحمدتقي فلاحي كساني هستند كه تاكنون دركانون تهران حكم سه ماه انفصال از خدمت دريافت كرده اند.

گر به دستت مي دهد تيغ تيزي روزگار    هر چه مي خواهي ببر اما نبر نان كسي

***********************

نماینده بازنشستگان آموزش و پرورش استان تهران که مد ت 2 سال است جهت پرداخت پاداش پایان خدمت  بازنشستگان سال 78 به مدت 15 روزوقبل از78 به مدت 20 روز طلبکار می باشند. به نهادریاست جمهوری و وزارت رفاه وسازمان مدیریت وسازمان بازنشستگی کشوری نامه نوشته اند وخو استارپرداخت این پاداشها شده اند، ولی متاسفانه تا کنو ن هیچیک ازمقامات مسوول نامبرده اقدام مثبتی دراین زمینه انجام نداده اند.                

 معارفي

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:42  توسط معلم  | 

 

                                                 برگرفته از وبلاگ مدرسه

به گزارش خبرنگار «اجتماعی» ایسنا، دکتر نارنجیها ـ محقق و معاون موسسه تحقیقات داریوش ـ در نشست پژوهشی و هم‌اندیشی پژوهشگران و کارشناسان سوء مصرف مواد مخدر با استناد به آخرین نتایج تحقیقات RCA در زمینه مصرف مواد مخدر، عنوان کرد:

35 هزار دانش‌آموزان معتاد در کشور وجود دارد و متاسفانه اغلب دانش‌آموزان در مقطع دبیرستان مواد مخدر جدید از نوع شیشه و کراک را می‌شناسند اما مسوولان مدارس در این زمینه اطلاعات کمی دارند.

شیوع اعتیاد در میان مردان 93 و در میان زنان هفت درصد است که البته آمار دقیق در مورد زنان معتاد به دلایل مختلف دشوار است و امکان بیشتر بودن این رقم نیز وجود دارد.

اغلب معتادان از سطح تحصیلات پایینی برخوردار بوده و زیر دیپلم و دیپلم هستند که اهمیت نقش آموزش و پرورش در پیشگیری از اعتیاد بسیار حائز اهمیت است.

اعتیاد در همه اقشار و مشاغل وجود دارد، اما کارگران بیشتر از سایر مشاغل در معرض خطرند به طوری که طبق نتایج تحقیقات 15 درصد از کارگران ساده و 17 درصد کارگران ماهر در معرض خطر این معضل هستند.

نیمی از معتادان از طریق دوستان به مصرف مواد مخدر روی آورده‌اند و متاسفانه محیط کار نیز در شیوع مصرف مواد مخدر نقش زیادی دارد که در طول پنج سال گذشته رشد اعتیاد از طریق محیط کار دو برابر شده است.

میهمانی‌های دوستانه، کوچه و خیابان و محیط کار محل‌هایی هستند که معتادان به عنوان اولین مکان مصرف مواد مخدر عنوان می‌کنند.

کسب لذت، ‌کنجکاوی، مشکلات روحی، در دسترس بودن، بیماری جسمی و درد به ترتیب با بیشترین فراوانی علت روی آوردن معتادان به مصرف اعتیاد طبق نتایج آخرین تحقیقات بوده است.

هم اکنون تریاک با 70 درصد، هروئین 30 درصد و حشیش 24 درصد بیشترین مواد مصرفی در کشور هستند که غالب‌ترین روش مصرف تدخین (دودی) بوده و تزریق، خوردن و انفیه به ترتیب در مراحل بعدی قرار دارد.

بیشترین فراوانی سن تزریق با 35 درصد 20 تا 24 سال است و 25 تا 29 سال نیز در رده بعدی قرار دارد.

45 درصد معتادان تزریقی سرنگ به همدیگر قرض می‌دهند که در شیوع بیماریهای پرخطر همچون ایدز و هپاتیت تاثیر زیادی دارد.

اموزش نیوز
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 9:4  توسط معلم  | 

 

 

نیروهای انتظامی و لباس شخصی صبح امروز (۱۸تیرماه) با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکیم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنیک این دانشجویان را بازداشت کردند.

 

اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از ساعت ۶ صبح امروز در پاسداشت ۱۸ تیرماه و  در اعتراض به ادامه بازداشت ۸ دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن بودند مقارن ساعت ۷:۳۰ دقیقه با حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. گزارش شاهدان عینی از درگیری دانشجویان پیش از بازداشت با پلیس حکایت دارد.

 

محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی اعضای بازداشت شده شورای مرکزی تحکیم هستند.

 

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه زیر از صبح امروز در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن شده بودند. در بیانیه این اتحادیه دانشجویی آمده است:

 

 

 

به نام خدا

 

برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم

 

بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پاسداشت ۱۸ تیر

 

در دوران نشست و سکوتِ جامعه ایرانی، و در زمانِ انفعال و سردرگمی روشنفکر و سیاستمدار مدعی، و آن هنگام که صدای کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ میهنمان سرآساییده و چتر حیاتش بر اول و آخر ایرانمان گسترده است، و در کویی که نجوای شهادتِ شاهدِ شریفِ شرفِ نسلمان شهید عزت ابراهیم نژاد به گوش می رسد، و در روزگاری که عزت و اقتدار میهنمان برپای ذلت و ناتوانی حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم و جامعه ی ایرانی و روشنفکران و سیاستمداران و شاهدان شریفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاریخِ میهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانیم.

 

هرچند دنیای دانشگاه و حدیث رفته بر آن در چند صباح گذشته از این، و در این کنونِ پر سئوالِ بی جواب، به رنگِ سیاه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه ی سبزوار داریم و یادمان با زندان و تعلیق و تعطیل و ستاره رنگین است؛ در انتظار آزادی دوستان دربندمان ننشسته ایم؛ که ایستاده و استوار چون آنان برای رهایی شان رها از خویش گشته ایم.

 

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شرایطی اقدام به تحصن در راستای استیفای حقوقی از دست رفته می کند که انفعال و مصلحت سنجی پاره ای از روشنفکران و سیاستمداران بر جای حقیقت گرائی و حق محوری نشسته است. در نتیجه غبار یأس و ناامیدی دامن جامعه را آلوده است. ما فریاد نسلی هستیم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگرنه اینکه نسل ما نسل بی انتخاب است؟ نسلی که پرسشهایش بی پاسخ و کنشش واکنش تعبیر می شود. رسالت روشنفکر دمیدن در شیپور آگاهی است. آگاهی از رهگذر شنیدنِ پاسخِ پرسش حاصل می شود حال آنکه روشنفکران زمانه ی ما را یارای برآمدن از پس پرسشهای ما نیست.

 

نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردمانی که در شناسائی و خواست حقوق شهروندی خویش درمانده اند مشخصه ی کنش سیاستمداران و حاکمانی است که در پس نقاب عدالت و آزادی و دینداری دروغینشان پنهان شده اند، و در این میان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره ی دروغین مدعیان، منادی عدالت و آزادی است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فریاد آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر از کنه وجود آن سربرمی آورد.

 

امروز هیجدهم تیرماه، هشت سال پس از تیرماه جاودان یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض دانشگاه بر استبدادزائی و استبدادخوئی ـ بود. پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخی از صدائی نمی شنود به بست سرور حیات منحصر به فرد خویش نشسته ایم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتیدمان و سیاستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهایمان را در این زمانه ی سراسر نیاز که کویر تشنه ی عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش بارانی را احساس نمی کند، یادآور شویم. از این رو بدانید که هم اینک به بست غم ننشسته ایم. که آرمانهایمان بساط بستمان است.

 

 

 

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

 

۱۸ تیرماه ۱۳۸۶

 

منبع : خبرنامه اميركبير - خبر بلافاصله پس از دريافت از روي خبرنامه پاك شد.... !!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 10:27  توسط معلم  | 

 

معلمان, دانشجويان,  دانش آموزان , كارگران

هموطنان

18 تير سال 1378روز خيزش و رويش جنبش دانشجويان بر عليه ظلم و بيعدالتي  را  بر همگان تبريك ميگوييم

به پاس  از گراميداشت ياد وخاطره  آنروز ما جنبش معلمان براي اتحاد و همبستگي با شما خيل عظيم دانشجويان آزاده براي هم آرايي و هم صدايي با شما به جمع شما مي پيونيديم و مانيز حامي و پشتيبان  قدمها و گامهاتان خواهيم بود .

به همين منظور ما از طرف انجمن معلمان ( سخن مشترك ) از تمامي معلمان و  دانش آموزان  و  اقشارمختلف جامعه دعوت مينماييم كه  براي شركت در اين گردهمايي  به منظور گراميداشت 18 تير  در مقابل درب اصلي  دانشگاه امير كبير در ساعت  10 صبح روز 18 تير  به جمع ما بپوندند .

معلم,دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد

انجمن سخن مشترك

17/4/86

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 10:21  توسط معلم  | 

دوستان عزیز

 

با سلام

 

سازمان آموزش بین الملل در تاریخهای ٢٢ تا ٢٦ جولای ٢٠٠٧ برابر با اول تا چهارم مرداد ماه ١٣٨٦ کنفرانس خود را( که هر سه سال یکبار برگزارمیشود) در برلین برگزار خواهد کرد. این نهاد بین المللی تا کنون بار ها ازخواسته های معلمان ایران حمایت کرده است. کنفرانس سازمان آموزش بین الملل ، که نمایندگان معلمان از سراسر جهان در آن شرکت خواهند کرد، موقعیت مناسبی است که ما بتوانیم خواسته های معلمان ایران را به گوش ملیونها معلم در سراسر جهان برسانیم.

 

با تشکر

*********************************

 

متن ارائه شده ، از دوستان تقاضا می شود آنرا کپی کرده ودر اختیار سایر همکاران و دوستان قرار دهند تا آنرا امضاء کنند.

 

همکاران گرامی ،

 

تبریکات مارا برای برگزاری این کنفرانس بپذیرید. گرچه نمایندگان ما به دلیل شرایط موجود درایران از شرکت در کنفرانس محروم هستند اما ما خود را در کنار شما وبخشی از جامعه آموزشی جهانی احساس میکنیم

 

 معلمان و کارکنان آموزشی کشوردر ماه های پایانی سال گذشته ، با شرکت در یک حرکت سراسری اعتراض خود را به وضعیت معیشتی و آموزشی اعلام نمودند. اما این اعتراضات مطابق معمول از سوی حکو مت اسلامی با ضرب و شتم، دستگیری ، اخراج و تعلیق آموزگاران پاسخ گرفت.در حال حاضر دهها معلم به دلیل شرکت در اعتراضات از کار برکنارشده اند وتعداددیگری نیز در انتظار دریافت احکام اخراج هستند. این نه اولین و نه آخرین بار است که این اتفاق می افتد.

 

طی چند ساله اخیر معلمان ، با شرکت در اعتراضات منطقه ای و سراسری همواره ناخشنودی خود را از وضعیت معیشتی و آموزشی و سیستم آموزش و پرورش اعلام نموده اند ، اما هر بار حاکمیت با سرکوب و دستگیری و اخراج فعالین به این اعتراضات پاسخ داده است.

 

در جامعه ای که فاصله نجومی میان فقر و ثروت ، حتی دست اندرکاران حکومت را نیز به وحشت انداخته ، آموزگاران و سایر مزد بگیران تنها با مشاغل دوم و سوم ، و اضافه کاریهای وحشتناک قادر به گذران زندگی هستنند. با این وجود قادر به تامین حد اقلهای یک زندگی در خور شان انسانهای هزاره سوم نیستند.

 

از سوی دیگر محتوای آموزشی مبتنی بر  ایدئولوژی حاکم و مدیریت مستبدانه بر ساختار آموزشی نیزبزرگترین مانع رشد وتعالی معلمان ودانش آموزان ایرانی  است . این ساختار از دخالت معلمین ومتخصصین  در روند آموزش و مدیریت نظام آموزشی کشور به شدت جلوگیری نموده و از هرگونه خلاقیت و نوآوری علمی در روند آموزش ممانعت به عمل می آورد.

 

نتیجه طبیعی چنین ساختاری ، رویگردانی دانش آموزان از ادامه تحصیل و افزایش آسیب های اجتماعی فراوانی است ،آمارهای موجود از ترک تحصیل دانش آموزان موید این ادعاست.

 

 معلمین در ایران نیز مانند سایر مزدبگیران از داشتن تشکلهای مستقل از دولت محروم هستند . حق تشکل که از طبیعی ترین حقوق یک جامعه متعارف است ، از سوی دولت به رسمیت شناخته نمیشود و هر گونه تلاش برای ایجاد تشکل های مستقل ، با دستگیری و اخراج فعالین پاسخ میگیرد. با وجود همه اين فشارها برای جلوگیری از این امر ، آموزگاران تاکنون توانسته اند تشکلهایی را به حکومت تحمیل نمایند.

 

اما ما معلمان به اين شرايط تسليم نميشويم و به مبارزه خود برای بهبود شرایط زندگی وتحقق سایر خواسته هایمان ادامه خواهيم داد.

 

ما امضا کنندگان این بیانیه ، از همه تشکلهای معلمان و کارگران ، سازمانهای بین المللی مرتبط و بشریت متمدن در سراسر جهان میخواهیم که ما را در دست یافتن به خواست های زیر ، که زمینه ساز ایجاد یک زندگی انسانی برای معلمان ایران است یاری نمایند و با ارسال  نامه هاي اعتراضي ما را در اعتراضاتمان مورد حمايت و پشتيباني قرار دهند.

 

١-  لغو احکام انفصال از خدمت وتهدید معلمان و بازگشت به کار ٣٩ معلم معترض اخراجي از کار

 

٢- از بين بردن پرونده هاي ٢٨٦ معلمي که در جريان اعتراضات چند ماهه اخير بازداشت شده و با قيد وثيقه و يا کفالت و غيره موقتا آزاد شده و پرونده آنها همچنان در جريان است و قرار است به دادگاه و محاکمه احضار شوند.

 

٢- افزایش حقوق معلمان متناسب با یک زندگی انسانی در شرائط حاضرکه اين رقم بدون شک ده برابر سطح حداقل دستمزد اعلام شده از سوي دولت يعني ١٨٠ هزار تومان است.

 

٣- آزادی بی قید و شرط تشکل و اعتصاب.

 

٤- امنیت شغلی واستخدام رسمی کلیه معلمان قراردادی(حق التدریس.(

 

٥- تهیه محتوای آموزشی غیر ایدئولوژیک و علمی متناسب با پیشرفت علوم .

 

برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ اعتراض معلم  مراجعه فرمایید

 

کنید  امضا آدرس زبر راکلیک برای

 

http://www.petitiononline.com/teachir/petition.html

 

*********************************

 

جاي ما هم در مدرسه است

 براستي حق مسلم ما چيست؟

آموزش رايگان حق مسلم ماست!!!!

 

 

 

 

 

 

 

*********************************

 

 

بگذرد اين روزگار تلخ تر از زهر

ميگن روزگار غريبي است نازنين. چكار بايد كرد از دست اين چرخ ظالم؟ همه اين تيكه كلام هايي كه اين روزها تبديل به عادت ما شده يعني يك جور شكايت و گلايه داشتن و گلايه مند بودن از روزگار . اينها تبديل شده به عادت روزانه ما ايراني ها, بخصوص با دو حكومتهاي آخري كه در ايران حاكم بودن كه هر دو به نحوي روزگار را بر مردم ما به طور واقعي سياه كردن.

در فرهنگ صحبت ما اين جور اصطلاحات بخصوص با اون لحن تلخ و افسوس تبديل به يك عادت شده. همين الان براتون چند تاش رو مثال ميزنم. يعني گله مند بودن از دست روزگار. در رابطه با همين آه و افسوس و ناله يك وبلاگي خوندم از يك دوست وبلاگ نويس كه همين موضوع ”روزگار” را تبديل كرده به موضوع اصلي وبلاگش, براتون قسمتي از اون رو مينويسم :

”روزهاي سختي است, نه فقط براي آناني كه با شكم گرسته سر بر بالين ميگذارند كه آنها  را ديريست اوضاع بر همين منوال است و در حالي كه مملكتشان بر روي ثروت عظيم نفت آرميده آنان سفره هايشان خالي تر از هميشه است و تنها نظاره گر سفره هاي ننگين ديگرانند.

 اين روزها براي همه ما روزهاي سختي است مگر ميشود وحشيگري را با يك زن بي دفاع ديد و دم برنياورد. مگر ميتوان آنهايي را كه گردنكشانه و مغرور و مست به باده قدرت دنيا را به تمسخر گرفته و كشور را به لبه پرتگاه كشانده اند ديد و از برابرشان بي تفاوت عبور كرد. مگر ميتوان صداي حق طلبانه شريف ترين انسان ها را كه فقط تكه كوچكي از طلاي سياه را كه در آن سهيمند ميخواهند را شنيد و گذشت. ”

روزگار غريبي است, بله روگار غريبي است اين روزگار

البته ديدن و لب بر نگشودن كار ما نيست. چرخ با ما سر سازش ندارد اما اين حديث امروز است و فردا روز دگري است.

در رابطه با روزگار وبلاگ هاي زيادي خوندم. خيلي زياد. خيلي ها هستن كه در رابطه با اين روزگار  مينويسن ولي متاسفانه آخرش مهمه. خيلي دوست داشتم بدونم كه آخر اين داستان روزگار دوستمون به كجا ميرسه خيلي ها هستن مينويسن آخرش به هيچ جا نميرسن. آخرش به يك روز تاريك تر از ديروز ميرسن. آخرش به اين نتيجه ميرسن كه فردا و فردا ها هم همين طور تاريك است و بس و به قول معروف ”خلايق هر چه لايق”.

آخرش به نااميدي ميرسن, به بي عملي, به دست رو دست گذاشتن, به نشستن, آخرش به نق و نوق زدن, همين, تموم شد و رفت.

اما از اين وبلاگ دوستمون به خاطر اين خوشم اومد كه آخرش اتفاقا به همه چيزها ”نه” گفته, آخرش به اين رسيد كه:

 بي سخن موندن كار ما نيست از ما برنمياد. درست كه چرخ با ما سر سازگاري نداره, اما فردا يك روز ديگري است مثل ديروز سياه نيست.

اتفاقا از همين جا به اين نتيجه ميرسيم كه بايد يك فرهنگي رو عوض كرد. نظر شما چيه؟

 به جاي اينكه هر روز گله مند باشيم و نق بزنيم بهتره كه هر روز بيشتر از ديروز دست به كار بشيم. بهتره كه همون در گام اول حداقل امروز فرهنگ مون رو عوض كنيم.

مثلا بجاي همين افسوس و ناله هاي هر روزه اينطور درباره روزگار صحبت كنيم كه

روزگار روزهاي ظلم و تاريكي و فقرو دورويي و نيرنگ رو سياهش ميكنيم.

مثلا به جاي اينكه بگيم كه روزگار عوض ميشه,

 بگيم روزگار را عوض ميكنيم,

 بگيم كه روزهاي بهتري در راه است,

 مثلا بگيم كه فردا هم روز ديگري است...

شما هم ميتونيد در عوض كردن اين فرهنگ تلاش كنيد و خودتون بهش اضافه كنيد...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 8:42  توسط معلم  | 

ما آغاز كرديم ودر اين راه تا پايان ادامه خواهيم داد  

با نگاهي حتي گذارا بر فعاليتها و جنبش معلمان  در اين روز گار  بايد نتيجه گيري منطقي و در خور اين دوران ارائه  بدهيم نتيجه   تلاشها و فعاليتها و  حركتهاي اعتراضي براي گرفتن كمترين خواسته هاي صنفي معلمان ميهنمان  در ما ه ارديبهشت در يك اعتراص سراسري از سوي اين قشر ازجامعه به گل نشست  در اين چند ماه اخير به دستگيري و زنداني شدن معلمان و همين طور احكام  انفصال از خدمت پي در پي براي معلمان همراه بود

 در يك نگاه گذارا به سير حوادث ممكن است فعالان معلمان را مايوس و دلمرده از ادامه را ه كند و لي وقتي اين مشكلات را ميخواهيم به صورت ريشه اي حل وفصل كنيم , بايد ببينيم  سرچشمه اصلي اين مشكلات را بايد در كجا جست ؟  ما چگونه ميتوانيم حرف خود را رساتر بزنيم  وتضمين اجراي آن از سوي دولتمردان  چگونه و چطور ماده خواهد شد ؟

يكي از عمده مشكلات معلمان در اين  دور جدا ماندن فعاليتهاي معلمان از بقيه فعالان جنبشها ي كارگري و دانشجويي وزنان و ساير جنيشهاي اين دور بوده است,در اين يكي دو ماه گذشته روزي نبوده كه دانشگاههابه  دور از التهاب باشد, به خصوص با دستگيري فعالان دانشچويي در دانشگاههاي تهرا ن و وبقيه شهرستانها هر روز شاهد اعتصابات دانشجويي در دانشگاه ها بوديم. وهمينطور  در جنبش كارگري نيز كارگران  اين قشر زحمتكش جامعه هر روز به بهانه ي از كار اخراج شده اند , و يا اينكه ماهها است كه حقوق آنها را پرداخت نكرده اند نمونه ان كارخانه نيشكر هفت تپه ميباشد. كه مدتها بود در اعتصاب به سر ميبردند و به سر كار نرفتند , ولي  دانشجويان اين قشر جوان فعال و پويا به حمايت و پشتيباني از آنها پرداختند,مانيز نبايد مسائل و مشكلات را نبايد فقط خا ص صنف خودمان كنيم در حاليكه ما هم با يد فعاليتهاي خودمان رابايد  به سطح جامعه بكشانيم ما نيز بايد از قشر كارگر و دانشجو حمايت كنيم ما نيز بايد از تمام پتانسيلهاي كه در جامعه هست,براي گرفتن حق  و حقوق به يغما رفته خودمان استفاده كنيم حتي در اعتراضات اخير معلمان در ارديبهشت دانش آموزان جامعه هم نقش بسيار گسترده و مهم را ايفا كردند و نبايد اين را از ياد ببريم  به آنها كم بها بدهيم   

بنابراين ما بايد در اين مسير پر پيچ و تاب و با فراز و نشيب هاي بسيار بايد حمايت كنيم تا ماهم حمايت شويم. ما در گام اول براي به دست آوردن كمترين خواسته ها يما ن كه همان حق معيشت و منزلت است به پا خواستيم و در ادامه را ه براي نداشتن آزادي بيان و آزادي اجتماعات داد سخن ميزنيم  در اين دوره اين در د فقط مربوط به معلمان جامعه نيست بلكه ساير اقشار جامعه را  هم در بر ميگيرد وبنابراين ما در اين مسير حامي جريان ها و فعاليتهاي دانشجويي هستيم و به شدت دستگيري ها ي  اين دانشجويان امروز كه دانش آموزان ديروز ما بودند را محكوم مي نماييم. بطور واقعي امروز  دانشگاه يك مركز مهم اعتراض در سطح جامعه است. دانشجويان امروز در جامعه٬ ١٦ آذر ها٬ هشت مارس هاو  18تير ها را آفريدند.بنابراين  بايد دانشگاهها را در حمايت از اعتراضات معلمان به حركت درآورد. ولي البته ما  معلمان نيز به حمايت گسترده از آنها خواهيم پرداخت . 

تا به حال هيچ جنبشي به موفقيت نائل نشده مگر با اتحاد و همبستگي با ساير اقشار به پا خواسته جامعه

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 17:51  توسط معلم  | 

 

دانشجويان اميرکبير : خط قرمز خفقان و وحشت کجاست؟

بيانيه انجمن اسلامي اميركبير در مورد حمله شبانه انتظامات به‌تحصن اعضاي شوراي مركزي اين تشكل در مسجد دانشگاه: به‌راستي خط قرمز دولت نهم براي ايجاد جو خفقان و وحشت کجاست؟

هرچند از آغاز زمان انتصاب رهايي به‌مديريت دانشگاه تا کنون بارها شاهد شکسته شدن حرمت دانشجويان، اين صاحبان اصلي دانشگاه به‌بهانه هاي مختلف بوده ايم، ولي اينک سردمدارادان دم زدن از ارزش هاي اسلامي دست از تظاهر و ريا برداشته اند و عريان از هتک حرمت مقدس ترين مکان دانشگاه، يعني مسجد ديگر ابايي ندارند. اينان در راستاي سرکوب صداي جنبش آزادي خواه دانشجويان پلي تکنيک، مشت زور را بر بازوي تزوير گره کرده اند و نيمه شب به‌خانه امن الهي، که در بيدادگاه کنوني حاکميت تنها مامن دانشجويان بي پناه است، يورش مي برند و از ضرب و شتم و توهين و تهديد و ارعاب براي برقراري هرچه بيشتر سکوت قبرستاني در دانشگاه بهره مي جويند.

از ظهر روز گذشته اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي اميرکبير در پي تداوم بازداشت 8 تن از دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير در اعتراض به‌وضعيت نامعلوم اين دانشجويان در مسجد دانشگاه اقدام به‌تحصن نمودند.

در حوالي عصر روز گذشته محمد روزبهاني مدير امور فرهنگي دانشگاه با حضور در بين اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان به‌منظور انتقال پيام رهايي – رئيس دانشگاه - آنها را به‌شدت تهديد و عنوان مي کند که اين تحصن مخالف مصالح نظام است و فکر نکنيد چون در داخل مسجد دانشگاه است کسي با شما کاري ندارد و در صورتي که دست از تحصن خود برنداريد عواقب بسيار شديدي در انتظار آنان خواهد بود. اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان ضمن اعلام اينکه تحصن آنها کاملا آرام است و به‌هيچ وجه در برنامه هاي آموزشي دانشگاه اخلالي وارد نمي شود اعلام کردند ما تنها براي اعتراض به‌بازداشت غيرقانوني 8 تن از دانشجويان تحصن کرده ايم.

همچنين حراست دانشگاه با خانواده همه اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان تماس گرفته و خانواده هاي دانشجويان را نيز تهديد مي کند. همچنين نيروهاي حراست در تماس هاي تلفني با اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان از وقوع يک 18 تير ديگر در صورت باقي ماندن دانشجويان در مسجد دانشگاه خبر مي دهند.

سپس از حوالي ساعت 11 شب مأموران انتظامات دانشگاه با حضور در بين اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان اعلام کردند که طبق دستور واعظ رئيس حراست دانشگاه شما مي بايست تا ساعت 12 شب بايد از دانشگاه خارج شويد. اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان با بر شمردن دلايل تحصن خود بر ماندن خود در مسجد دانشگاه پاي فشاري مي کنند. در همين زمان به‌دستور واعظ - رئيس حراست – برق مسجد دانشگاه قطع شد و تاريکي مطلقي در محل تحصن اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان برپا شد. مذاکرات انتظامات دانشگاه با دانشجويان بدون نتيجه بود تا اينکه در حوالي ساعت 3 بعد از نيمه شب و همزمان با نماز صبح به‌دستور واعظ – رئيس حراست – بيش از 30 نفر از پرسنل دانشجويان با حمله به‌اعضاي شوراي مرکزي آنها را مورد ضرب و شتم شديدي قرار دادند و آنها را کشان کشان از مسجد دانشگاه به‌بيرون دانشگاه انداختند که در نتيجه بدن اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان مورد کوفتگي هاي موضعي قرار گرفت. قبل از اين اقدام موبايل اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان به‌زور از آنها گرفته شد تا فيلم يا عکسي از اين واقعه گرفته نشود.

از کسانيکه چنين وحشيانه به‌مقدس ترين مکان دانشجويان مسلمان يورش مي برند و حرمت مسجد را زير پا مي گذارند، انتظار چه رفتاري در بازداشتگاه هاي مخوف شان مي توان داشت؟ وقتي شبانه به‌سوي چهار دانشجوي بي پناه لشگر کشي مي کنند و با سبعانه ترين برخوردهاي ممکن خدا را که ميزبان اين خانه مقدس است ناديده مي گيرند، آيا تصويري شفاف از شکنجه هاي ايشان در بازداشت‌گاه هاي اوين که بر دوستانمان در سياه چاله هاي اوين روا مي دارند، به‌ذهن متبادر نمي شود؟ از پس اين فاجعه ننگ آور به‌روشني مشهود است که آناني که اندکي پيش فرياد “وااسلاما” شان در ارتباط با توهين در چهار نشريه جعلي، گوش فلک را کر کرده بود، چه مغرضانه دين خدا را ابزار توجيه سرکوب وحشيانه خويش قرار دادند و امروز نيز بي توجه به‌قانون و حقوق انساني هر شهروند ايراني، دوستان در بند ما را از حقوق اوليه خويش، حتي ملاقات با وکلاي خود محروم مي نمايند و براي نيل به‌مقاصد شوم خويش، از ايجاد هر نوع فضاي غير انساني دريغ نمي ورزند و در اين حال، اسلام براي ايشان هيچ دغدغه وجداني ايجاد نمي کند. آيا حمله به‌ساحت مقدس مسجد و توسل به‌زور براي بيرون راندن متحصنين از مسجد و اعمال شکنجه هاي غير انساني در زندان، مصاديق اجراي احکام الهي است؟

اجراي موبه موي دستورات حراست توسط رياست دانشگاه، که تمام توان خويش را در يک سال گذشته به‌کار گرفته تا انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک را به‌سکوت و دست کشيدن از مطالبه حقوق دانشجويان وادارد، تنها ضعف و بي کفايتي مديران انتصابي دولت نهم را براي چندمين بار بر همگان اثبات مي کند. به‌راستي خط قرمز دولت نهم براي ايجاد جو خفقان و وحشت کجاست؟ و مسجد مقدس در کجاي اين خط قرمز قرار دارد؟

انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک تهران، ضمن محکوم نمودن اين حرکت ددمنشانه‌ی، که مصداق بارز توهين به‌مقدسات اسلامي است، بدين وسيله بار ديگر بر بي گناهي دانشجويان در بند، تاکيد نموده و خواستار برخورداري آنان از اولين حقوق شهروندي خويش مي باشد. و همچنان تا رسيدن به‌آزادي کليه دوستان دربند،از تمام توان خود براي احقاق حقوق پايمال شده دانشجويان معصوم و بي گناه بهره خواهد جست و با چنين برخوردهاي سخيفي از پاي نخواهد نشست.

 

 

***************************

خبرنامه امير كبير :
يک عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شريف به کميته انضباطي احضار شد. علي عبدي با اعلام خبر احضار خود به کميته انضباطي گفت؛ اتهام من برگزاري تجمع غيرقانوني به مناسبت ۸ مارس (روز جهاني زن) ذکر شده است. وي با بيان اينکه امروز (شنبه) در کميته انضباطي حضور يافته است، گفت؛ در اين جلسه کميته انضباطي دفاعيات خود را ارائه دادم و به اين نکته اشاره کردم که براساس قانون اساسي برگزاري تجمعات مسالمت آميز حق قانوني شهروندان است

**************************

تجمع خانواده های دانشجويان زندانی پلی تکنيک در مقابل دادگاه انقلاب

خبرنامه اميركبير :
در حالی که بيش از 50 روز از بازداشت غيرقانونی دانشجویان دانشگاه اميرکبير می گذرد. خانواده های دانشجويان زندانی پلی تکنيک به دليل بی اطلاعی از سرنوشت فرزندانشان روزهای سختی را می گذرانند. آنها که تا به امروز به صورت انفرادی وضعيت فرزندان خود را پی گيری می کردند پس از انتشار اخبار نگران کننده در مورد تحت فشار قرار دادن فرزندانشان به اعتراف به انجام فعل نکرده، صبح امروز در اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولان در قبال دستگيری فرزندان بی گناه خود و نگرانی های موجود از وضعيت سلامتی آنها در مقابل دادگاه انقلاب تهران تجمع نمودند. پدران و مادران رنجور اين دانشجويان که از شهرهای مختلف ايران همچون مشهد، شيراز، گچساران، کرمانشاه، آمل و قزوین به مقابل دادگاه انقلاب تهران آمده بودند با تهدید و ارعاب از مقابل دادگاه دور شدند و مسئولان در پاسخ به ساعت ها پی گيری آنها فقط به گفتن نام قاضی پرونده "موسوی" اکتفا کردند. همچنين خبرنگاران خبرگزاری ها ی مختلف که قصد رفتن به مقابل دادگاه انقلاب و تهيه خبر از اين تجمع را داشتند در پی تهديدات انجام شده توسط نيروهای امنيتی از حضور در جمع خانواده های دانشجويان دربند پلی تکنيک تهران منع شدند.


****************************

جمعي از دانشجويان كارشناسي ارشد شبانه دانشگاه تهران امروز هم در اعتراض به مشكلات خوابگاهي خود در برابر ساختمان مركزي دانشگاه تجمع كردند. به گزارش سرويس صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين دانشجويان با اعتراض به عدم ارايه خوابگاه عليرغم درج در دفترچه و دستور رييس جمهور نسبت به عدم پاسخگويي و برخورد نامناسب برخي از پرسنل دانشگاه اعتراض داشتند. يكي از اين دانشجويان با بيان اينكه در دفترچه انتخاب رشته، ارايه خوابگاه به دانشجويان شبانه ذكر شده بود، تصريح كرد: با اين حال دانشگاه در ابتدا از ارايه خوابگاه امتناع كرد اما پس از دستور رييس جمهور نسبت به ارايه خوابگاه اقدام شد كه در هر سوئيت 10 تا 12 دانشجو به ازاي پرداخت اجار بهاي ماهيانه 30 هزار تومان اسكان يافتند اما هم اكنون مجددا دانشگاه از ارايه خوابگاه در تابستان امتناع كرده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 10:52  توسط معلم  | 

خبرنامه اميركبير ٌ:

حدود ساعت ۳۰ : ۷ عصر جمعه”صابر بدخشان” دانشجوی مهندسی شیمی پلی تکنیک و هم اتاقی “احمد قصابان” - مدیر مسئول نشریه سحر که ۵۰ روز است در اوین به سر می برد - و “محمد خدابخشی” دیگر دانشجوی پلی تکنیک در خیابان ولیعصر (حوالی میدان ولیعصر) مورد حمله افرادناشناس قرار گرفتند. این دو دانشجو در مسیر خیابان ولیعصر به خیابان به آفرین در حرکت بودند که متوجه می شوند دو نفر با ظاهری بسیجی در تعقیب آنان هستند. پس از آن وارد خیابان فیروزه می شوند. در این خیابان یک خودروی پراید با سه سرنشین در کنار دانشجویان پارک می کند. سرنشینان خودروی پراید که همگی ظاهری بسیجی داشتند و دو نفر شان چفیه بر گردن داشتند به همراه دو بسیجی دیگر - تعقیب کنندگان - ” صابر بدخشان ” و “محمد خدابخشی” را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند. گفتنی است در این ماجرا حمله کنندگان، “صابر بدخشان” ـ هم اتاقی احمد قصابان را به اسم مورد خطاب قرار داده اند. در پی این اتفاق دو دانشجوی مضروب، به بیمارستان فیروزگر ـ واقع در خیابان به آفرین ـ انتقال داده شدند. گفتنی است حال “محمد خدابخشی” خوب گزارش شده و وی پس از مداوا از بیمارستان مرخص شده است اما “صابر بدخشان” دچار جراحات شدیدی شده و تا لحظه مخابره این خبر در بیمارستان به سر می برد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 10:51  توسط معلم  | 

18 تير نزديك است

 


تا آزادي پلي تكنيكي ها

دوستان و خوانندگان محترم وبلاگ از اين به بعد براي همگام شدن و دفاع از دانشجويان دربند پلي تكنيكي خبرهاي مربوط به دانشگاه ها را نيز در وبلاگ درج ميكنيم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 10:46  توسط معلم  |