تبليغاتX
سخن مشترک

سخن مشترک

تا حق خود نگیریم - از پا نمینشینیم

همكاران گرامي نامه اي را كه مي بينيد از سوي يكي از همكاران حق
 التدريس براي ما فرستاده شده
ما نيزبه عنوان همان وجدانهاي بيدار كه در اين نامه مورد خطاب قرارگرفتيم در همراهي و همياري با اين قشر شريف  
به اين رويكرد بامعلمان حق التدريس اعتراض داريم
 و از دولتمرادن سوال ميكنيم عدالت را براي ما معنا كنندتا ما هم براي دانش آموزان معني كنيم و
از آنها سوال ميكنيم اين گونه قرار بود پول نفت را برسر سفرهاي ما بياورند
و بازهم تاكيد ميكنيم كه معيشت و منزلت حق مسلم ما است.
از حق مسلم خود كوتاه نخواهيم آمد
و ما هم در اعتراض با آنها شركت ميكنيم  

نامه ای از شمع سوختگان به وجدانهای بیدار

  

بسمه تعالی

عدالت را برای ما معنا کنید تا آن را برای دانش آموزانمان معنی کنیم 

 

آن روز که آموزش و پرورش اعلام کرد به نیرونیازدارد با علاقه و انگیزه وارد اموش و پرورش شدیم اما هیچ وقت نمی دانستیم که قرار است "برچسب معلم حق التدریس " بر ما زده شود و قرار است سالیان سال به خاطر داشتن این برچسب موردظلم  و بی عدالتی قرار بگیریم و ازهرگونه احترام و حقوق در آموزش و پرورش محروم باشیم.(حقوق ماهیانه 50000 تومان که هر 3 ماه پرداخت شود-بدون بیمه-بدن مزایا-بدون احترام)

معلمان حقالتدریس آن هنگام که آموزش و پرورش به آنها نیاز داشت با بدترین شرایط و کمترین حقوق نیازهای آموزش و پرورش را جبران کردند.

اما بعد از گذشت سالها خدمت نه احترامی برای ما قائل هستند نه ارزشی برای سنوات خدمت ما قائل هستند.

حدود 5 ماه است حقوق معلمان حق التدریس پرداخت نشده هر جا آموزش و پرورش دچار کمبود می شود ضعیفترین قشر آموزش و پرورش (نیروی حق التدریس)است که باید جورش را بکشد.

 

متاسفانه حتی شکایت و اعتراض ما به نهادهای دولتی نیز هیچ فایده ای نداشت .

 

عدالت واژه ای است که دیگر معنایش را برای ما در آموزش و پرورش از دست داده است.

 

ما معلمان حق التدریس در اعتراض به وضعیت بلاتکلیفی خود در آموزش و پرورش و عدم پرداخت 5 ماهه حقوقمان از تمام وجدانهای بیداری که این نامه را میخوانند خواهشمندیم

در اعتراض ما شریک باشید و آن را به تمام دوستان خود بفرستند.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 9:43  توسط معلم  | 

ديري است كه  با ما سخن به درشتي گفته ايد       خود ايا تابتان هست كه پاسخي در خور بشنويد ؟

مينويسيم براي هرجا كه حق و عدالتي پايمال ميشود

مينويسيم براي آنچه شايسته مقام انساني يكتا پرست است

و مينويسيم براي كسانيكه در برابر اتهامات وارده گفتند اگر چه كه زندان و دوري از خانواده برايمان بسيار سخت است و لي خوشحاليم كه براي حق و عدالت مبارزه ميكنيم  و براي انان كه انفصال از خدمت را براي عشق به عدالت پذيرا شدند

و براي معلماني كه همين چند روز پيش در برابر احكام ناعادلانه اي كه بر عليه آنها صادر شد به شيواترين و رساترين گفتار پيام خود براي ساير فرهنگيان بيان نمودنداز زبان يكي از آنان بشنويد :

پيام من به معلمان اين است،که نبايد دربرخوردباحوادث آموزش و پرورش بي تفاوت باشند،دادگاههايي که انجام شده،براي زهرچشم گرفتن ازمعلمان است،

ودر برابر اين سخنان  پيوسته اين شعر در اذهانمان نقش مي بندد:

دير ي است كه با ما سخن به درشتي گفته ايد      خود آيا تابتان هست كه پاسخي درخور بشنويد؟

امروز در يخ بندان بي عدالتي و تبعيض سخني مشترك داريم ماهم دربرابر همكارانمان كه در اين روزگار هزينه هاي بسيار پرداخت كردند سر تعظيم فرود مياوريم و ميگوييم اگر چه در برابر دادگاه ,حتي دادستان نميداند كه شمارا به چه حكمي محكوم كند,اماما فرهنگيان همواره پيشتيبان و همراه شماييم دست ياري به سوي شمادراز ميكنيم. و باز هم تاكيد ميكنيم هرگز نخواهند گذاشت كه ما درسرنوشت جامعه سهيم باشيم پس خود بايد سرنوشت خود را بدست گيريم و به قول آن همكار گرامي و ارزشمند كه گفت :

“خوشحال هستم ،نه ازاينكه ازخانواده دورم ،بلكه به اين خاطر كه جنبش معلمان براي بهبود معيشت آنان نتيجه داده،ودرآينده اميد بيشتري به آن مي رود”

بله براي اينان نوشتيم و بازهم خواهيم نوشت. ودر برابر طوفاني كه ميخواهد اين انسجام را از ما بگسلد پيوسته و مداوم هم سنگرو همراهيم  .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17:48  توسط معلم  | 

با شنيدن خبرتصادف تاثرانگيز حميد رحمتي معلم دلسوز و فداكار ناخواسته  
به ياد آن  شاعر گرانقدر شاملو افتادم كه تما م احساسش در شعر ش هويدا است
 سرگذشت حميد نيز در اين شعر به درستي متبلور شده   
من سرگذشت ياس ام و اميد
با سرگذشت خويش :
ميميردم از عطش 
آبي نبود تالب خشكيده تركنم
ميخواستم به نيمه شب آتش
خورشيده شعله زن به در آمد چنان كه من
گفتم دو دست را به دو چشمان سپر  كنم
با سرگذشت خويش
من سرگذشت ياس ام و اميد 
حميد رحمتي
نمونه بارز  يك انسان فداكار و مردم دوست است كه عشق به كلاس و درس  و  عشق به نسل آينده ساز و اميد فرداي اين  پهنه از گيتي او را تبديل به يك انسان متعهد و مسئول نموده
به طوريكه عشق به مردم زحمتكش و كم در آمد جامعه اورا برآن داشت كه فروتنانه و متواضعاته در محرومترين نقاط كشور خدمت كند
 تبعيد از شهر و ديار ودوري از خانواده اگرچه برايش سخت است اما آن را تنها هزينه اي ميداند كه به بار نشستن مطالبات فر هنگيان بايد بپردازد   
سكوتش بعد از حادثه تصادف مار ابي تاب كرده و انتظار بهبودي اورا از قادر يكتا آرزومنديم

سخن مشترك

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 23:3  توسط معلم  | 

 

بر گرفته از كانون صنفي تهران


گفتگوبا سيد مجتبا ابطحي در باره ي مسائل كانونها


گفتگویی کوتاه باآقای مجتبا ابطحی عضوهیات مدیره ی کانون صنفی معلمان خمینی شهر
 
آقای ابطحی شرایط کنونی کانونهای صنفی معلمان کشور راچگونه ارزیابی می کنید؟

پس از احکام سختی که برای فعالان صنفی صادرشد،امیدوار بودیم ،فعالانی که

نقش مهمتر و موثر تری در آغاز کارتا امروزداشته اند،سکوت نکنند،امروزه  برآنان واجب

است،ازهدر دادن انرژی خود پیرامون مسائلی که به اهداف معلمان مربوط نمی شود،

خودداری کنند.

اگر بنا باشد که ما سکوت کنیم،وحرکتی انجام ندهیم،این همه هزینه ها ،انفصالها

،زندانها،تبعید هاو.......چه بدهکاری بود که ما داشتیم؟

 شایسته است که دراین موقعیت حساس باهمفکری همدیگرکاری بکنیم،تا خدای

ناکرده این آرا واحکام صادرشده سبب کند شدن حرکت مانشود،بیاییم بنشینیم و برای

برطرف شدن مشکلات فکری بکنیم.ماباید ازپیش آمد ناگوار پراکنده شدن کانونها

جلوگیری کنیم.

آقای ابطحی شیوه ی برخورد اصولگرایان و اصلاح طلبان را با تشکلهای صنفی چگونه

ارزیابی می کنید؟

اصولگرایان که خودشان واضح گفتند ما به فعالیت تشکلهای صنفی  وسندیکا اعتقادی

نداریم،فصل الخطاب ماقانون اساسی است،اعتقادات تاهنگامی که واردصحنه  ی اجرا

یی نشده است،محترم است.اما وقتی به صحنه ی اجرا آمد مسئول باید، فقط قانون

اساسی را اجرا کند.

 اصلاح طلبان هم در برخوردهایشان با مااشتباهاتی داشتند،در آن دوران هم هزینه

هایی داشتیم.

اما من باز تاکید می کنم،که همه ی هم وغم ماباید این باشد،که مشکلات پیش رو ی

کانونها را برطرف کرده و از تعطیل شدن شورای هماهنگی جلوگیری کنیم،راههای

گوناگون را بررسی کنیم، وجلسه ی شورای هماهنگی مانند همیشه در موعد خودش

برگزار شود.

معلمان چه کمکی می توانند به فعالان صنفی بکنند؟

این ماهستیم که باید برای معلمان مشخص کنیم که چه کمکی می توانند

بکنند،درعین حال آنها هم باید برای ما مشخص کنند که تا چه اندازه با ما خواهند بود.

همکاران همین که شورای هماهنگی وکانونهای صنفی رابه عنوان پیشروپذیرفته اند،این

خودش کمک بزرگی است،اگر به همین شیوه کند پیش برویم، بیم آن می رود، که

کانونهااین جایگاه را درمیان از دست بدهند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 9:5  توسط معلم  | 

معاون آموزش و پرورش، در راستای تغییر کتب درسی اعلام کرد: آموزش مدیریت خانواده به دختران و آمادگی دفاعی به پسران
یکشنبه ۲۱بهمن ۱۳۸۶

به نقل ازخبر نامه  امير كبير

معاون پژوهشی آموزش ‌و پرورش ضمن اعلام خبر تشکیل تیم کارشناسی بررسی تفاوت‌های جنسیتی دانش‌آموزان دختر و پسر و تبیین ضرورت‌های لحاظ کردن این تفاوت‌ها در کتب و برنامه‌ریزی‌های درسی، بر وجود تفاوت‌های فردی بین دو جنس تاکید کرد.

پیش از این علی احمدی، سرپرست وزارت آموزش پرورش، نیز توجه به تفاوت‌های جنسیتی و قومی و لزوم تغییر کتب درسی و حتی مقاطع تحصیلی بر اساس تفاوت‌های جنسیتی دانش‌آموزان دختر و پسر را مطرح کرده بود.

مهدی نوید ادهم، معاون پژوهشی آموزش و پرورش، تفاوت‌های جنسیتی بین دختران و پسران را از تفاوت‌های فردی نیازمند توجه در برنامه‌ریزی‌های درسی برشمرد و تاکید کرد: این تفاوت‌ها در تمام مکاتب روانشناسی، اجتماعی و مذهبی لحاظ شده و یکی از عمده‌ترین موارد تجلی‌ آن‌ها، تفاوت در سن بلوغ و عواطف و احساسات دختران و پسران است.

وی با اشاره به تفاوت‌های فردی لحاظ شده در کتب درسی افزود: تالیف کتب تربیت‌بدنی ویژه دختران و پسران، تالیف کتب متفاوت در رشته‌های فنی و حرفه‌ای از جمله طراحی رشته مدیریت خانواده ویژه دختران و لحاظ کردن تفاوت‌های فردی در درس آمادگی دفاعی و حرفه و فن و همچنین توجه به تفاوت‌های فردی دختر و پسر در بحث آموزش احکام دینی که یکی از مصداق‌های اصلی آن برگزاری جشن تکلیف ویژه دختران و پسران به ترتیب در پایه‌های سوم ابتدایی و سوم راهنمایی است، برخی اقدامات انجام شده در راستای توجه به تفاوت‌های فردی دختران و پسران در برنامه‌ریزی‌ها و کتب درسی بوده است. 

نوید ادهم در ادامه در مورد توجه کافی و متناسب به لحاظ کردن تفاوت‌های فردی دختران و پسران در کتب و برنامه‌های درسی نیز یادآور شد: آموزش و پرورش، دانش‌آموزان دختر و پسر را برای زندگی آینده تربیت می‌کند، لذا آن‌ها باید درک و زبان مشترکی از یکدیگر پیدا کنند و با توجه به این اصل، در نظر گرفتن تفاوت‌های جنسیتی و فردی بین این دو جنس نیز از حد مناسب نباید فراتر رود.

معاون پژوهشی آموزش و پرورش همچنین با اشاره به اظهارات سرپرست آموزش و پرورش مبنی بر توجه جدی‌تر به تفاوت‌های پسران و دختران در برنامه‌ریزی‌های درسی و آموزشی، اعلام کرد: این موضوع در دستور کار یک تیم کارشناسی قرار گرفته و قرار است با انجام پروژه‌های تحقیقی، عمق و گستره تفاوت‌های بین دو جنس مشخص شود و در صورت تایید، طرح‌های لازم تهیه و به تایید شورای عالی آموزش و پرورش یا سایر مراجع قانون‌گذار برسد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 11:8  توسط معلم  | 

 

بر گرفته از كانون صنفي معلمان تهران

شنبه 20 بهمن1386
دانش آموزي بربالين معلم بيهوش خوداشك مي ريزد.
** اشک دانش آموزي بر بالين معلم خود.
** حال حميد رحمتي اندکي بهبود يافته اما هنوز محتاج دعاييم.

** خانه ي يکي از فعالان صنفي را دزد زد.

**زمزمه هاي تنهايي زهرا رحمتي  

 محمدفرماني دانش آموزکلاس پنجم مدرسه ي فرح آباد،شهرکي در 30 کيلومتري شهرساري است،اوبه بيمارستان شفا ي ساري آمده بود تا معلمش را با حالت بيهوشي ملاقات کند،محمددرسالن انتظار با چشماني اشک آلود  به صفحه ي مانيتوري مي نگريست که درآن تصوير معلم بيهوش وي به نمايش گذاشته مي شد.

محمد مادرش را صدا ميزد و مي گفت: مامان اون معلم منه؟

ناخودآگاه برگشتم وچهره ي معصوم کودکي ??ساله را ديدم،اشک در چشمان من نيز حلقه زد. واين شعرسعدي را به ياد آوردم:

بني آدم اعضاي يکديگرند که درآفرينش زيک گوهرند

چوعضوي به درد آوردروزگاردگرعضوهارانماند قرار

سالن وجمعيت درون آنراازياد بردم،همکاراني که از جاي جاي ايران عزيزبراي ديدن حميدآمده بودند، آقاي بهارستاني ازکانون رشت که براي دومين باربودمي آمد،عليرضا اکبري،طاهره نقي ايي،حميد پوروثوق،ثريادارابي،محمدداوري،علي پورسليمان، محمد خاکساري،خانم اربابي،محمدمرادازتهران آقايان علي نظري،خاني وسعادت ازآموزش وپرورش  ناحيه ي يک ساري همه بودند.

 باديدن اشکهاي اين نوجوان مازندراني که براي معلم اصفهاني اش اشک ميريخت ، به سان روزي که آن معلم زن رادرخيابان بهارستان زيرمشت و لگد وباطوم سربازان ديدم.جگرم کباب شد.

 وجه مشترک آندو اين بود که من هيچ کاري نمي توانستم براي هيچکدامشان انجام دهم،من هم به اين ناتواني خودم اشک مي ريختم،باخودم فکرمي کردم آيا من يک آدم ناتوانم؟

 

  محمدفرماني دانش آموزحميدگفت: همراه خانواده ام به ديدارمعلمم آمده ام،اواهل اصفهان است، اينجاغريب است.

نتوانستم بغض گلويم را قورت دهم.

  امروزجمعه ??/بهمن همه چيز دست به دست هم  داده بود،تااشک مرادرآورد.

 

غريبي سخت مرا دلگيرداره                   فلک برگردنم زنجيرداره

فلک ازگردنم زنجيربردار                      که غربت خاک دامنگيرداره

 

اشکهاي زهرا رحمتي همسر حميد رحمتي در پاي مانتيتور که با خودش زمزمه مي کرد:

"يکروزحميد به من مي گفت، نکند روزي دراينجااحساس دلتنگي بکني ،من در پاسخش گفتم چون تو در کنارمن هستي اصلااحساس دلتنگي نمي کنم،اماامروزبه چه دلخوش باشم؟ "

باهزارآه واندوه بيمارستان راترک کرديم،درداخل ماشين خسته وکوفته اندوه امروز را مرورمي کردم، ناگهان اس ام اسي برايم فرستاده شد،محمد خاکساري بود خبر ناگوار ديگري برايم فرستاد : بطورکوتاه نوشته بود:

"خانه ي آقاي بهارستاني را دزد ربوده است."

براي آرامش دل خود بازبه سراغ باباطاهر رفتم:

مسلمانان سه دردآيوبه يکبار             غريبي و اسيري و غم يار

اسيري و غريبي سهل آيو               غم يارو غم يار و غم يار

 با آقاي بهارستاني تماس گرفتم، او خبررا تاييد کرد وگفت:

هنگامي که من براي ديدن حميد رحمتي به ساري رفته ام،درغياب من دزد خانه ام را ربود ه وفرشهاي ابريشمي وداروندارم را برده است.

  گفتم مگردرانجا همسايه اي نداشته اي ؟ گفت: چه عرض کنم خانه هاي ما ويلايي است،از هم فاصله ي زيادي دارند،يکي از همسايگانم ،انگلستان است ،يکي ديگر کارگاه توليدي است و بقيه هم بيشتراوقات نيستند.

 گفتم چراخانه هايي رانزده اند که بيشتراوقات نيستند؟پاسخ دادبايدازدزدهاپرسيد.

وي در ادامه افزود : وقتي که مشکل حميد رحمتي را با مشکل خودم مقايسه مي کنم ،مي بينم که مشکل من بسيارناچيزاست.بيشتربراي اوناراحتم تامشکل خانه ي خودم.

وي ادامه داد ازاين جور دزدي ها وزدن خانه ي فعالان صنفي تازگي باب شده است، چندماه پيش خانه ي آقاي باستان فعال صنفي

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 19:50  توسط معلم  | 

محمد خاکساری معلم بازنشسته به یک سال حبس محکوم

پنجشنبه هجدهم بهمن 1386

شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب محمد خاکساری، معلم بازنشسته و مدیر مسئول نشریه قلم معلم، را به یک سال حبس تعلیقی محکوم نمود. دادگاه انقلاب به علت شرکت این معلم در تجمع اردیبهشت ماه امسال در مقابل سازمان آموزش و پرورش و سخنرانی در این تجمع، به تبلیغ علیه نظام متهم شده بود.این دادگاه او را به یک سال حبس محکوم کرده اما با توجه به شرایط جسمی خاکساری، این حکم را به صورت تعلیقی،

به مدت ۲ سال، صادر کرده

بر گرفته از علامه بلاگ

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 19:48  توسط معلم  | 

 

برگرفته ازکانون صنفي معلمان

يکشنبه 14 بهمن1386
تازه ترين خبرها ازحميد رحمتي يكشنبه شب ساعت 23 مورخه ي 14بهمن

طي تماس تلفني كه يكشنبه شب ساعت23بابرادرآقاي رحمتي گرفته شد،ايشان ازقول دكترعلي آبادي گفتند: همينكه حال حميد افت نداشته، نويد دهنده ي بهبودي ايشان است.

برادرآقاي رحمتي ازقول پزشكان مي گويد: ازامشب برخي داروهاي تجويزشده قطع مي شودتابه مروراثرآنان ازبين برود،آنگاه ميتوان اظهارنظرقطعي رادرباره ي بهبود ايشان اعلام كرد.

 آقاي رحمتي تنفس برادرش راطبيعي مي داند،ودرباره ي انتقال وي به اصفهان مي گويد: اگرازنظرپزشكي مشكلي نباشد،وامكانات اجازه بدهد،اگربتوانيم، حميدرابه اصفهان منتقل كنيم ،خانواده درآرامش بيشتري خواهدبود.

خانم رحمتي همسرحميد ضمن سپاس ازهمكاران درسراسركشوربه خاطردلداري وابراز لطفشان لازم دانستند كه ازمسئولين آموزش وپرورش منطقه ي ساري سپاسگزاري شود.

نوشته شده توسط هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان تهران

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 19:52  توسط معلم  |